عوامل موثر بر اعتیاد به مواد مخدر
مقدمه
مصرف نادرست مواد خطرناکی مانند تریاک ، هروئین ، کوکائین ، حشیش یا ماریجوانا و ال. اس. دی. در جهان افزایش مییابد و شبکه قاچاق بینالمللی قاچاق مواد مخدر و سوادگران مرگ دام اعتیاد را در همهجا میگستردانند. اما چرا برخی از افراد آماده تجربه کردن و آزمودن ماده مخدر هستند و یا برای دسترسی به آن تمایل خاصی دارند، در حالی که بسیاری از افراد هرگز پیرامون این دام گام نمینهند؟ بهسادگی نمیتوان پاسخ دقیق و عملی به پرسشهای بالا داد و عوامل موثر در ایجاد اعتیاد را طبقهبندی کرد در زیر مواردی را بررسی میکنیم.
مبنای اعتیاد
جوانان سالم 15 تا 20 سالهای که برای کسب تجربه و یا در اثر معاشرت با دوستان نامناسب و یا معتادان به استفاده از ماده مخدر پرداختهاند. این گروه از راه کنجکاوی و به علت نداشتن پشتوانه خانوادگی و تربیت صحیح در اثر معاشرت با کسانی که آنها را به استفاده از داروی مخدر تشویق میکنند و برای اولین بار مواد مخدر را تجربه میکنند و دچار اعتیاد میشوند. البته بسیاری از این جوانان به علت احساس درماندگی ، ناکامی ، عدم کفایت و برای رهایی از تنهایی و فشار روانی معتاد میشوند و متاسفانه رهایی از این اعتیاد بهسادگی میسر نمیشود.
اختلالات روانی و اعتیاد
اختلال شخصیتی بیش از همه چیز فرد را در برابر
اعتیاد آسیبپذیر میسازد. سپس اعتیاد ، خود اختلالهای موجود
را تشدید میکند و دایره معیوب ادامه مییابد. شخص معتاد برای
بدست آوردن ماده مخدر دست به اعمال خلاف قانون و اخلاق میزند
و با آزاد شدن از قید و بندهای اخلاقی مرتکب جنایت نیز میشود.
در کل شخصیتهای رواننژند و نیز روانپریش را میتوان در برابر
اعتیاد بسیار آسیبپذیر دانست. شخصیتهای رواننژند، یعنی کسانی
که دارای بیماریهای روانی خفیف هستند که با ضعف روانی ، اضطراب
، وسواس ، ترس و بیتصمیمی مشخص میشوند؛ شخصیتهای
روانپریش ، یعنی کسانی که به علت عدم رشد خلقی ، در سازش
اجتماعی دچار اشکال هستند و دارای خلق و خوی متغیر و قضاوت
ناپایدار میباشند. مبتلایان به این بیماریها آسانتر به مواد
مخدر گرایش مییابند و در زمره معتادان درمیآیند. بدیهی است
بسیاری از همین شخصیتها نیز غیر معتاد باقی میمانند.
روانپریشها دارای رفتارهای ضد اجتماعی و اختلال خلقی هستند و
توانایی کافی برای پیروی از قوانین و مقررات را ندارند و روابط
آنها با دیگران سطحی است. با آنکه این افراد کمهوش نیستند،
ولی قادر به تحمل فعالیتهای منظم جسمی و ذهنی نیستند و جا و
مکان و کار ثابتی را پذیرا نمیشوند. سابقه این افراد نشان
میدهد که در دوران کودکی ، ناآرام و مشکلساز بوده و در
مدرسه قدرت سازش نداشته و در محیطهای دیگر نیز فاقد سازش
اجتماعی بودهاند. روانپریشهای مهاجم که دارای اختلال رفتاری
شدید هستند و به انجام اعمال تهاجمی و جنایت و حتی آدمکشی دست
میزنند از جمله کسانی به شمار میآیند که بیش از همه به طرف
اعتیاد گرایش مییابند. در عین حال روانپریشهای نالایق و
غیرفعال نیز که معمولا به دروغگویی ، دزدی ، تقلب و آزار
دیگران میپردازند، مواد مخدر را وسیله خوشی و آسایش خود به
شمار میآورند.
نقش تکنولوژی و تمدن
اگرچه پیشرفتهای تکنولوژی در قرن بیستم سبب تحولات دایمی و نیز پیشرفت همه جانبه معیارهای زندگی از جمله بهداشت عمومی گردیده و در بهبود زندگی مردم موثر واقع شده است، اما در عین حال عوارضی چون ترس از تامین آینده و تشویش و اضطراب نیز با خود به ارمغان آورده است که در بسیاری از مردم منجر به پیدایش کشمکش های روانی شده است. کشمکشها ، حتی بیش از محرومیتها ، سبب درهم ریختن مکانیسمهای دفاعی افراد میشود و از اینرو بیماریهای روانی ناشی از کشمکشها و اضطرابها بیش از بیماریهای جسمی بشر را آزار میدهند.
افسردگی با اعتیاد درمان پذیر نیست!
افسردگی روانی یکی از بیماریهای شایع عصر ماست که بر روی خلق و خوی و رفتار و احساس فرد اثر میگذارد. در نوعی افسردگی فعالیت و اراده و قابلیت حیاتی و جسمانی و اعتماد به نفس کاهش مییابد و نشانههایی چون خستگی ، بیمیلی ، بیعلاقگی ، کمخوابی و ناامیدی بروز میکنند. در این موارد نشاط و علاقه و همکاری جای خود را به نگرانی ، ناخشنودی و انزواجویی میدهد و بیمار با از دست دادن علایق شغلی و اجتماعی و گاه فردی ممکن است به طرف مواد مخدر نیز گرایش یابد تا شاید آرامش و آسایش بیشتری احساس کند. افرادی که برای برای گریز از تشویش و اضطراب و فشارهای روانی مواد مخدر را انتخاب میکنند کسانی هستند که از رو به رو شدن با واقعیات عاجزند و به علت احساس عدم کفایت ، زندگی خود را از واقعیت جدا کرده و آن را بر اوهام و رویا بنا میکنند.
نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد فرزندان
خانواده
تاثیر عمیقی در کودک میگذارد و شخصیت او را پیریزی میکند.
اگر محیط خانواده سالم باشد کودک دارای اعتماد به نفس ، مهر و
محبت و احساس مسئولیت میشود. بررسیهای متعدد نشان داده است که
اگر کودک مورد توجه خانواده واقع نشود و یا از خانواده طرد شود
و یا برعکس اگر بیش از حد مورد توجه و حمایت واقع شود آماده
کجروی ، ناسازگاری و تجاوز به حقوق دیگران خواهد شد. کودکانی
که در محیط خانه پذیرفته نشدهاند و با محرومیت عاطفی و فقدان
مهر مادری روبرو بودهاند، محبت و عواطف دیگران را احساس
نمیکنند و با ترک خانه و مدرسه و ناسازگاری رفتار خصمانه بروز
میدهند. این افراد فاقد قدرت سازش میشوند.
حمایت بیش از اندازه و اغماض بینهایت پدر و مادر نیز سبب
میشود که کودک بسیار پرتوقع و به اصطلاح لوس و نازپرورده بار
آید و در نتیجه به تدریج در سازش با دیگران دچار اشکال شود.
چنین فردی بهعنوان یک موجود ضد اجتماعی طعمه خوبی برای
قاچاقچیان مواد مخدر و جنایتکاران به شمار میآید. برقراری
رابطه صحیح پدر و مادر با کودک سبب میشود که رشد شخصیت بچه
سیر طبیعی داشته باشد و از انحراف و کجروی مصون بماند. عواقب
خطرناک اعتیاد ایجاب میکند که والدین از لحظه تولد ، بچه را
موجودی بدانند که یاد میگیرد و رشد شخصیت او منوط به برقراری
رابطه صحیح بین همه اعضا خانواده است. مواظبت مادر از کودک و
ایجاد رابطه عاطفی با فرزند و رفتار خردمندانه توام با مهربانی
پدر نه تنها به رشد شخصیت و متعادل شدن کودک کمک میکند، بلکه
در صورت اعتیاد اتفاقی در دوره بلوغ نیز درمان را آسان
میسازد.