روان‌درمانی اعتیاد به موادمخدر

باید دانست كه درمان‌های مختلفی برای اعتیاد وجود دارد كه از آن میان به درمان‌های دارویی، درمان‌های رفتاری، روانی، شناختی، شناختی ـ رفتاری، درمان‌های معنوی و مذهبی می‌توان اشاره نمود. تعدادی از متخصصان این درمان‌ها را به دو گروه عمده درمان‌های دارویی و روان ـ درمانی تقسیم می‌كنند. در درمان‌های دارویی از تجویز دارو برای ترك اعتیاد استفاده می‌كنند كه خود داروی تجویز شده در برخی مواقع اعتیادآور بوده و عوارض ناخواسته جانبی دارد. به خاطر بی‌خطر بودن و دایمی بودن اثر، معمولا از درمان‌های غیردارویی استفاده می‌شود. در مواقعی هم كه درمان دارویی تجویز می‌شود ، علت آن، سم‌زدایی و آماده‌سازی مراجع برای درمان‌های غیردارویی است.در روان‌درمانی، با توجه به الگوی نظری كه روان‌شناس به آن معتقد است و در به‌كارگیری آن راحت است، روان درمان‌گران از درمان‌های مختلفی از شناختی تا رفتاری سود می‌جویند در زیر به برخی از این الگوهای روا‌ن‌درمانی كه در ترك اعتیاد كارآیی خود را نشان داده‌اند اشاره می‌كنیم:
رفتار درمانی
در رفتاردرمانی اغلب روان‌شناسان معتقدند كه با نشان دادن رفتار مناسب (و جانشین‌سازی آن به جای رفتار نامناسب)، و تقویت پیوسته رفتار مناسب، می‌توان رفتار پسندیده و مناسبی را جانشین رفتار نامناسب (مثلا اعتیاد) نمود. در این راستاست كه معتقدیم داشتن اوقات فراغت صحیح و بانشاط و فراهم آوردن امكانات لازم برای گذراندن اوقات فراغت سالم و بانشاط از طریق ورزش، احتمال استعمال موادمخدر را كاهش می‌دهد. رفتار درمان‌گران به مراجعان خود تكالیف مخصوصی را می‌دهند كه در بیرون از جلسه درمانی آن فعالیت‌ها را انجام دهند،

هم‌چنین مراجعان خود را تشویق می‌كنند كه رفتار مناسب را تمرین و تكرار كنند و پیشرفت خود را به سوی رفتار آماج (ترك و كاهش استفاده از موادمخدر) ثبت كنند. پاداش‌ها و تشویق‌های مناسبی برای رسیدن به اهداف تعیین شده (مثلا ترك اعتیاد و یا كاهش استفاده) در نظر گرفته می‌شود. نمونه‌هایی از ادرار مراجعان به طور مرتب مورد آزمایش قرار می‌گیرد تا اینكه بر استفاده از موادمخدر نظارت كاملی صورت گیرد. هدف در رفتار درمانی این است كه مراجعان تشویق شوند سه نوع مشخص كنترل را كه در زیر به آنها اشاره می‌شود در خود تقویت كنند و آنها را تمرین نمایند كه عبارتند از:

كنترل محركی

ادامه مطالب

ادامه نوشته

مواد اعتیادآور

سازمان بهداشت جهانی مواد اعتیادآور را از جهت تأثیر آنها بر انسان به ۸ دسته کلی تقسیم می‌کند، که عبارت‌اند از:

اعتیاد

اعتیاد

یک بیماری روانی، اجتماعی و اقتصادی[۱] است که از مصرف غیرطبیعی و غیرمجاز برخی مواد مانند الکل، تریاک، حشیش و... ناشی می‌شود و باعث وابستگی روانی یا فیزیولوژیک فرد مبتلا (معتاد) به این مواد می‌شود و در عملکرد جسمی، روانی و اجتماعی وی تأثیرات نامطلوب بر جای می‌گذارد.[۲] بررسی پدیده اعتیاد در قالب علوم پزشکی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی صورت می‌گیرد. از سال ۱۹۶۴ میلادی، سازمان بهداشت جهانی استفاده از عبارت وابستگی دارویی یا وابستگی به دارو را به جای اصطلاح اعتیاد توصیه نموده‌است، اما استفاده از اصطلاح اعتیاد هنوز رایج است.[۳]


ادامه مطالب

ادامه نوشته

نقش والدین در عدم گرایش فرزندان به مواد مخدر

با وجود آگاهی هایی که مدارس در خصوص مضر بودن مواد مخدر به کودکان ارائه میدهند، والدین می بایست در نظر داشته باشند که مهم ترین نقش را در بازداشتن فرزندان از اعتیاد به مواد مخدر بازی می کنند.

والدین از جمله مهمترین افرادی هستند که فرزندان از روی آنها الگو برداری می نمایند. عقیده آنها در مورد مواد مخدر مستقیماً بر روی فرزندان تاثیر می گذارد. کودکانی که تصمیم می گیرند هیچ گاه در زندگی خود از مشروبات الکلی و یا مواد مخدر دیگر استفاده نکنند، این کار را به دلیل سیستم ارزشی موجود در خانواده انجام می دهند. والدین وظیفه دارند که به فرزندان خود توضیح دهند که چرا یک نوع کار خاصی را انجام می دهند و انتخاب هایی که در حال حاضر در زندگی خود انجام می دهند چگونه میتواند در آینده ی زندگی آنها تاثیر گذار واقع شود.

زمانی که صحبت از مواد مخربی مانند الکل، تنباکو، و سایر مواد مخدر به میان می آید، فرزندان باید به طور قطعی موضع شما را در برابر یک چنین مسائلی بدانند. اگر در برخورد با این مسائل با قطعیت برخورد نکنید، آنها تمایل به استفاده از آن را پیدا می کنند. به آنها بگویید که مصرف الکل، تنباکو و مواد مخدر برای آنها ممنوع است و دلیلش هم این است که شما آنها را دوست می دارید و نمی خواهید که کارهای نادرست انجام دهند. به او بگویید که این قانون را حتی اگر به خانه دوستانش نیز بروند، باید رعایت کنند. آیا او به حرف هایتان گوش خواهد داد؟ به احتمال زیاد این کار را انجام میدهد. تحقیقات حاکی از این امر هستند که هنگامیکه کودک در معرض استفاده از مواد مخدر قرار می گیرد، ابتدا از خود سوال میکند که: "اگر من این کار را انجام دهم، والدینم چه فکری می کنند؟"

همچنین باید برای او عواقب عدم رعایت قوانین را نیز توضیح دهید. به او دقیقاً بگویید که مجازاتش چه چیزی خواهد بود و چگونه انجام خواهد شد.

عواقب موجود باید در راستای میزان شکستن مرزها پیش رود. مجازات های شما باید کاملاً منطقی باشند. به عنوان مثال اگر فرزندتان را در حال سیگار کشیدن دیدید، میتوانید روابط اجتماعی او را برای مدت زمانی در حدود دو هفته محدود کرده و در طول این زمان مقالات و کتاب های متعددی در مورد مضرات سیگار در اختیارش قرار دهید تا برای سلامت خود نیز بیشتر ارزش قائل شود.

بسیاری از والدین هستند که از قبل، قوانینی را تعیین می کنند، اما زمانیکه نوبت به مرحله اجرا می رسد، قدری کوتاهی می کنند. فرزندان باید به خوبی بدانند که وقتی شما قانونی را تعیین می کنید، قدرت اجرای آن را نیز دارید. این امر همچنین آنها را در زمان ارتکاب به عمل نادرست مانند نوعی بازدارنده عمل کرده و اجازه نمی دهد تا کار نادرست را انجام دهند.

در عین حال زمانیکه به قوانین احترام می گذارند، باید تشویقشان کنید و خوشحالی خود را از این امر نشان دهید. به جای اینکه بر روی اشتباهاتشان تمرکز کنید، کارهایی را که به درستی انجام داده اند را بزرگ کرده و به خاطر انجام این امور از آنها قدردانی کنید.

بطور موثر با فرزندان در مورد مواد مخدر صحبت کنید

در دنیای پیچیده و شلوغ امروزی، کمتر اتفاق می افتد که والدین وقت لازم را برای برقراری ارتباط با کودکان خود در زمینه مواد مخدر بدست آورند. باید سعی کنید در برنامه های روزانه خود وقتی را به این موضوع اختصاص دهید که تمام افراد خانواده در کنار هم جمع شده و یکدیگر را ملاقات کنند. سعی کنید این کار را حداقل دو مرتبه در هفته انجام دهید، می توانید در طول این زمان با آنها بازی کنید، آنها را به کتابخانه ببرید، و یا با هم به بستنی فروشی بروید. این کار به شما کمک می کند تا افراد خانواده به یکدیگر نزدیک تر شده و راحت تر بتوانند در مورد مسائل مختلف با هم صحبت کنند.


بد نیست هفته ای یک مرتبه هم که شده جلسات مربوط به خانواده را برگزار کنید. در این جلسات هر کس باید این موقعیت را داشته باشد که آزادانه و بدون وجود هیچ گونه ترس و واهمه ای تمام نظرات و عقاید خود را بازگو کند. یک سری قواعد کلی نیز در یک چنین جلساتی بیان می شود: همه افراد حق سخن گفتن دارند، در حین زمانیکه یک نفر مشغول حرف زدن می باشد دیگران حق ندارند حرف او را قطع کنند، همه باید به حرف های او گوش دهند و تنها انتقاد های سازنده و مثبت پذیرفته خواهند شد. برای اینکه آنها را به این موضوع جذب کنید می توانید قبل از شروع جلسه دور هم پیتزا میل کنید و یا آنها را در حین جلسه به سمت اعمال کننده قوانین برگزینید.


یکی دیگر از روش هایی که با اتکا به آن می توانید فرزند خود را از ابتلا به مواد مخدر بازدارید، استفاده بجا از "لحظات عبرت آمیزی" است که همه روزه شاهد آن هستیم.


1- اگر با فرزندانتان از خیابان رد می شدید و عده ای از نوجوانان را در حال سیگار کشیدن و یا مشروب خوردن دیدید، به او در مورد مضرات و جنبه های منفی سیگار و الکل صحبت کنید.


2- در کنار او به تماشای تلویزیون بنشینید و از او بخواهید که نظرش را در مورد مسائل مختلفی که در تلویزیون تماشا می کند، به شما بگوید.


3- اگر در تلویزیون تبلیغی ضد استفاده از مواد مخدر مشاهده کردید، می توانید از آن به عنوان مقدمه ای برای بازگشایی بحث در مورد مواد مخدر استفاده کنید. از او بخواهید تا نظرش را در مورد آگهی تبلیغاتی با شما در میان بگذارد.


4- کارهایی که به طور روزانه انجام می دهید می تواند تاثیر بسزایی بر روی تغییر روند زندگی کودکان بگذارد.

5- به حرف هایی که می زنند، خوب گوش دهید.

6- زمانی که در حال صحبت کردن با شما هستند به صورتشان نگاه کرده و با آنها ارتباط چشمی برقرار کنید.
7- مطلع باشید که روز خود را چگونه سپری کرده اند، در مدرسه چه اتفاقاتی برایشان افتاده و با دوستانشان به کجا رفته اند.

8- در وقایع مهم زندگی با آنها شریک باشید: به تماشای مسابقات ورزشی، و نمایش های مدرسه ای شان بروید.

9- با آنها بازی کنید.

10- با آنها صحبت کنید.

11- دوستانشان را بشناسید.

12- بدانید که کجا هستند.

13- برای رفتارهایشان توضیح موجه بخواهید.

14- در رعایت انضباط و آموزش آنها کاملاً ثابت قدم باشید.

15- به آنها روحیه داده و تشویقشان کنید.

16- اجازه دهید که خودشان در تصمیم گیری های مهم زندگی شان نقش داشته باشند.

17- از آنها نظر خواهی کنید.

18- به آنها بگویید که برایتان مهم هستند.

19- زمانی که از عهده انجام کاری بر آمدند، از آنها تشکر و قدردانی کنید.

20- در مورد خطرات استفاده از مواد مخرب با آنها صحبت کنید.

اگر در خانواده نمونه هایی از فشار خون بالا یا دیابت وجود داشت، باید به بچه ها هشدار دهید که امکان دارد آنها نیز به این بیماری مبتلا شوند. به همین روش باید آنها را در مورد استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکی هشدار دهید. کودکانی که در خانواده هایی هستند که در آنها از الکل یا سایر مواد مخدر استفاده می شود، بیشتر در معرض ابتلا به اعتیاد قرار دارند. همچنین این امکان وجود دارد که ژن هایی را به ارث ببرند که در برابر استفاده از الکل و مواد مخدر واکنش متفاوتی داشته باشند.

زمانیکه از مثال های زنده موجود در خانواده برای آنها استفاده می کنید تا به آنها نشان دهید که به چه علتی می بایست از مصرف اینگونه مواد پرهیز کنند، باید مراقب بوده و از لغات و عبارات درست استفاده نمایید. اگر استفاده از مواد مخرب در خانواده به وفور یافت می شود، باید او را آگاه کنید که چه چالش هایی ممکن است در آینده زندگی برایش اتفاق بیفتد و بهتر است که از همین حالا از درگیر شدن در شرایط ناسالم پرهیز کنند.

همچنین زمانی که فرزندتان از شما در مورد استفاده شخصی خودتان از الکل و مواد مخدر می پرسد، باید بدانید که چه پاسخی می بایست در مقابل این پرسش به او بدهید

ل- فراهانی

:: اعتياد و وابستگی های روانی

به اعتقاد من یکی از دلایل اعتیاد افسردگی  است . دلایل دیگری ازاعتیاد می تواند وفور مواد مخدر در محیط  و بعد از آن مشکلات خانوادگی و بی توجهی اطرافیان ، کمبود محبت   و سهل انگاریش خود شخص می باشد . به طور کلی همه آنهایی که به چیزی وابستگی پیدا می کنند و قادر به ترک و یا جدایی از آن نیستند را به نوعی می توان افسرده نامید . برای اینکه اعتیاد یک نوع خودکشی تدریجی است . افراد افسرده هم اقدام به خودکشی می کنند .
 اعتیاد یک وسوسه و هوس روانی برای تجدید خاطرات لذت بخش گذشته و یا فرار از یک فشار بیرونی ( مثلاْ مشکلات خانوادگی و غیره ... ) می باشد . افراد معتاد اثرات زیان بخش مواد مخدر را می دانند و در نهایت به آن نتیجه می رسند که می خواهند آن را ترک نمایند .اما آنطور که شواهد نشان می دهد به نظر می رسد که بسیاری از افراد معتاد قادر به ترک آن مواد نیستند . به عبارتی نمی توانند . پس می دانند - می خواهند اما نمی توانند . برای مثال مشاهده شده است که بسیاری از افراد علیرغم ترک جسمانی و مشاوره های  مختلف روانشناسی بازهم مجددا به استمرار  آن عادت مضر مبادرت می ورزند. شاید چنین استدلالی در توجیه بسیاری از مسائل و مشکلات عاطفی و رفتاری انسانها قابل تعمیم باشد . تا کنون تجربیات ما و همینطور دیگران ثابت کرده که  هیپنوتیزم درمانی و روان درمانی در کمک به فرد برای رهایی از مواد زیان آور و یا حتی رفتارهای غیر قابل کنترل بسیار موثر می باشد . اما با این وجود تا زمانی که فرد تصمیم به رهایی از آن مواد مخدر و یا  تصمیم به تغییر رفتار خود را نگرفته باشد هیچ درمانی موثر واقع نمی شود . 

  نمونه های گزارش شده پس از درمان:

  • آقای 26 ساله ای به همراه یکی از والدینش به دلیل اعتیاد به شیشه مراجعه نمود. البته علائم دیگری که بسیار آزارش می داد به این قرار بود، اضطراب و دل شوره شدید، بد خوابی ، کابوس شبانه ، بد بینی ، عدم اعتماد به نفس ، وسواس فکری بر روی کلمات ، بی اشتهایی ، و حالت تهوع به همراه استرس و.... و مهمتر از همه مشکل جنسی عدم نعوذ "Erection " . بعد از شروع درمان علائم بهبود آغاز شد. ( طبق گزارش بیمار و همراهش ) و در نهایت همراهش چنین گزارش می دهد: حال عمومی فرزندم در مورد اشتها، خواب، استرس و اضطراب و افسردگی و....کاملآ خوب شده است. و بیمار گزارش می دهد: تمام روحیاتم خوب و از نظر جنسی کاملآ خوب شده ام.
  •  آقای 38 ساله ای با مشکل وابستگی شدید (اعتیاد) به تریاک و اضطراب بسیار شدید کاری به طوری که از 5 صبح بیدار می شود و تا 7:30 صبح دیگر نمی خوابد تا اینکه برود سر کارش. و همچنین مشکل در عدم تمایلات جنسی و عدم کنترل بر خود در هنگام روابط جنسی ( زود انذالی )مراجعه و پس از چندین جلسه گزارشات به این صورت بود که همسرش می گفت : دکتر چه کار کردی که 7 صبح هم به زحمت بیدار می شود؟و..... گزارشات پایانی بیانگر این است که وابستگی به مواد به طور کامل قطع شد. (به بیمار توصیه شد که ذره ذره از میزان مصرف تریاک کم کند. منتهی از آنجائیکه انگیزه درمانش بالا رفته بود ،او میزان مصرف را به سرعت کاهش داده بود. به عبارتی وسوسه استفاده از مواد در او کاملآ کمتر شده و در نهایت کاملآ از بین رفته بود. ) و همین طور در رابطه با بقیه  مسائل و مشکلات حتی آنهایی که گزارش نکرده بود هم احساس رضایت و بهبودی داشت.
  • دختر خانم 18 ساله ای با وابستگی بسیارشدید به کراک به همراه علائم  روانی و رفتاری دیگری چون: کابوس شبانه ، پرخاشگری ، افسردگی، استرس و اضطراب ، بی اشتهایی و....مراجعه و پس از شروع درمان آرام آرام علائم روانی و رفتاری او کاهش پیدا کرد، خوابش بهتر شد، اشتهای خوردن بهتر شد،وسوسه کشیدن کمتر شد (طبق گزارشات خود بیمار و همراهانش) به هر حال به نظر می رسید طبق معمول همه حالات بیمار متحول گشت و انگیزه پیشرفت و تحصیل و شرکت در کنکور سراسری در او پیدا شد.
  • و بسیاری از موارد دیگر که به انواع مواد مخدر دیگر وابسته بوده اند نتایج بسیار خوبی گرفته اند. دلیل بهبود اینگونه افراد  بوسیله روان درمانی و هیپنوتیزم نه به این دلیل است که وسوسه استفاده از مواد را از آنها می گیرد بلکه تغییر حس  و نگرشی است که فرد در مورد خودش پیدا می کند. البته هیپنوتیزم به نوبه خودش در درمان واقعآ معجزه می کند البته اگر به زیبایی انجام شود و به درستی به کار گرفته شود. 

مفاهیم: اعتیاد چیست؟

 همشهری آنلاین - علی کدخدازاده:
از اعتیاد به عنوان یکی از بزرگترین معضلات دنیای معاصر نام می‌برند

اعتیاد به مواد مخدر از چنان ابعاد وسیع آسیبی برخوردار است که بی اغراق می‌توان از آن به عنوان هیولای بزرگ زندگی بشری نام برد.

متلاشی شدن شخصیت فردی، نابودی نهاد خانواده، افزایش انواع دیگر آسیب‌ها و جرایم اجتماعی، کاهش بازدهی کاری و شغلی، افزودن بر افراد بی‌کار و سربار جامعه، اشغال تخت‌های بیمارستانی، کاهش نرخ بهداشت عمومی و دهها عارضه دیگر همگی وابستگی تام به میزان معتادان یک جامعه دارد.

در تعریف اعتیاد می‌توان گفت: تمایل شدید جسمانی و روانی فرد به ادامه مصرف یک ماده که باعث تغییر در شرایط عادی وضعیت جسمانی، روانی و اجتماعی او می‌شود، اعتیاد نام دارد.

با این تعریف، به  کسی که  وابستگی جسمی و روانی  به مواد مخدر دارد و ناگزیر است مصرف مشخصی از آن را به طور مستمر ادامه دهد، معتاد گویند.

پدیده اعتیاد به مواد مخدر و توجه به آن به عنوان یک معضل اجتماعی تقریباً پدیده نوظهوری است که از عمر آن شاید بیش از صد و پنجاه سال نمی گذرد. البته مصرف مواد مخدر و حتی عادت و نیز استعمال تفننی بدان، تاریخی طولانی دارد. لیکن از قرن نوزدهم به بعد است که به سبب تأثیر فراوان بر جنبه های متفاوت زندگی اجتماعی انسان‌ها، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

یک فرد سالم برای اینکه به یک معتاد تبدیل شود باید فرایندی سه مرحله‌ای را بگذراند.

مرحله اول - آشنایی: در این مرحله شخص در اثر مسامحه یا تشویق دیگران یا میل به انجام یک کار تفریحی یا کنجکاوی یا علل دیگر مانند کسب لذت ، به مصرف مواد مخدر آشنا می‌شود.

 مرحله دوم - میل به مواد: در این مرحله، بدن هر روز به مواد بیشتری نیاز پیدا می‌کند و بعد از مدت‌ها استفاده نامرتب از موادمخدر، شخص دچار شک و تردید شده، برای رهایی از آن با امیال خود دست به مبارزه می‌زند.

مرحله سوم - اعتیاد: در این مرحله فرد دیگر نمی‌تواند دوری از مواد مخدر را تحمل کند. در این مرحله عدم دسترسی به مواد مخدر منجر به اختلالات شدید فیزیکی و روانی در فرد می‌شود و او به وابستگی تام دچار می‌شود.

 نشانه‌های اعتیاد:

فرد معتاد شاید در وحله اول نپذیرد که معتاد شده اما وابستگی اجتناب ناپذیر وی به مواد مخدر سرانجام واقعیت را بر او آشکار خواهد کرد.
از سوی دیگر علاوه بر وابستگی ناگزیر به مواد مخدر چنین فردی دارای ویژگی‌های دیگری نیز هست. چند ویژگی متداول معتادان عبارت است از: یبوست، کاهش فشار خون، کوچک شدن مردمک‌های چشم، تهوع، نامفهوم شدن تکلم و ادای کلمات، عکس‌العمل‌های کند، خارش پوست، احساس تنگی نفس و کند شدن تنفس، کاهش حافظه، زرد شدن رنگ پوست، گودی زیر چشم. در عین حال سوختگی روی لباس، عدم تحمل برای استقرار در یک جمع و مکان به مدت طولانی از جمله نشانه‌هایی است که اگر فردی واجد آن بود باید احتمال آلودگی وی به مواد مخدر را داد.

وابستگي به مواد(Substance dependence)

 امروزه در محافل دانشگاهي به جاي اعتياد از وابستگي نام برده مي شود، هر چند كه ميان مردم اين بيماري به “اعتياد” و خود بيمار به عنوان “معتاد” شناخته شده است. بر اساس آخرين جمع بنديهاي علمي كه در دهه هشتاد انجام گرفت “وابستگي” يك نشانگان باليني است كه در پي مصرف مواد علائمي در حالات رفتاري، شناختي و فيزيولوژيكي فرد مصرف كننده ظاهر مي گردد ميزان وابستگي كمي است و به درجات مختلفي مي تواند وجود داشته باشد. شدت وابستگي با رفتارها متعاقب مصرف مواد، سنجيده مي شود. بيمار وابسته به مواد عليرغم تجربه مشكلات متعدد ناشي از مصرف مواد، قادر به قطع مصرف آن نيست و به طور اجباري و وسواس گونه به مصرف آن ادامه مي دهد.

 

تعاريف اعتياد

  اعتياد يعني خوگرفتن و وابسته شدن جسمي‌، رواني و عصبي فرد به مواد مخدر كه ترك يا فرار از آن ناممكن و يا بسيار مشكل است.

 اعتياد يعني مصرف نابجا و مكرر مواد مخدر كه موجب وابستگي به آنها مي‌شود. اين وابستگي بدني و رواني است، ترك مصرف مواد افيوني مشكلات و محروميت هاي بدني و رواني را در پي خواهد داشت ( از مقاله دكتر سيد حسين فخر ).

اعتياد عبارتست از وابستگي به عوامل يا موادي‌ كه تكرار مصرف آنها با كم و كيف مشخص و درمان معين از ديدگاه معتاد ضروري مي‌نمايد. ( از مقاله دكتر احمد حسني ).

اعتياد يك بيماري رواني، اجتماعي، اقتصادي است كه بر اثر فعل و انفعال تدريجي بين بدن انسان و مواد شيميائي تحت تأثير يك سلسله شرايط و اوضاع و احوال خاص رواني، اقتصادي، اجتماعي و سنتي به وجود مي‌آيد. ( از تحقيق خانم دكتر ربابه شيخ‌الاسلام )

 از نظر فارماكولوژي اعتياد عبارت است از حالت مقاومت اكتسابي كه در نتيجه استعمال متمادي دارو در بدن حاصل مي‌شود به قسمي كه استعمال مكرر دارو موجب كاسته شدن اثرات تدريجي مي‌گردد و پس از مدتي شخص مي‌تواند مقادير سمي دارو را در بدن بدون ناراحتي تحمل كند و در صورتي كه دارو به بدن نرسد اختلالات جسمي و رواني موسوم به سندروم محروميت بروز مي‌كند. در سال 1950 سازمان جهاني بهداشت تعريف زير را براي اعتياد ارائه دادند:

اعتياد داروئي حالتي است كه در اثر مصرف دوره‌اي يا مداوم يك ماده شيميائي ( طبيعي يا مصنوعي ) كه براي انسان يا جامعه مضر باشد ايجاد مي‌گردد و ويژگي‌هاي آن به قرار زير است: 1- اشتياق يا نياز اجباري به استفاده مداوم آن ماده و ظهور رفتاري اجباري براي پيدا كردن آن به هر وسيله. 2- تمايل به افزودن به مقدار مصرف به مرور زمان. 3- پيدا شدن وابستگي‌هاي جسمي و رواني براثر استفاده از آن ماده.

اين كميته براي استفاده مداوم يا دوره‌اي مواد شيميائي كه براي فرد و جامعه مضر نبوده و نيز حالت ايجاد شده توسط آن خصوصيات بالا را نداشته باشد واژه عادت داروئي را در نظر گرفت. ولي به مرور زمان مشخص گرديد كه تعاريف خصوصاً براي عادت داروئي نارسا هستند و به همين دليل در سال 1957 ميلادي تعاريف توسط كميته كارشناسان سازمان جهاني بهداشت مجدداً به اين صورت تصحيح گرديد كه وابستگي رواني به يك دارو “بدون پديده محروميت” را عادت و وابستگي رواني و جسمي “همراه با پديده محروميت” را اعتياد ناميده‌اند. اما تعاريف فوق نيز با شروع مصرف داروهائي از قبيل ال . اس . دي و آمفتامين‌ها نارسا شدند. چون مصرف آمفتامين‌ براي گروهي موجب افزايش فعاليت‌هاي روزانه مي‌گشت و براي گروهي حمله جنون ايجاد مي‌كرد به همين جهت در سال 1964 كميته مزبور اصطلاح وابستگي داروئي را Drug Dependence براي هر دو حالت فوق انتخاب كرد و چنين استدلال نمود كه يك بيمار ممكن است نسبت به داروي خاص وابستگي رواني پيدا كند، در حالي كه بيمار ديگر نسبت به همين دارو، علاوه بر وابستگي رواني از لحاظ جسماني نيز وابسته شود. كميته مزبور وابستگي داروئي را حالتي ناشي از استعمال مكرر يك دارو به طور دوره‌اي يا مداوم مي‌داند، كه خصوصيات آن بسته به ماده مورد استفاده متغير است و به هيم دليل ذكر شده است كه نام شيميائي مورد بحث در جلو عبارت “وابستگي داروئي” قيد گردد. به هر حال با توجه به اينكه در كشور ما واژه اعتياد از همه جهت قابل درك عموم مي‌باشد در اين سايت از كلمه اعتياد بيشتر استفاده شده است. با توجه به تعاريف فوق در رابطه با اعتياد مشخصاً در چند مقوله با يكديگر شريكند و آن اينكه:

1- وابستگي شديد وجود دارد.

2- وابستگي جسمي و رواني است.

3- قطع اين وابستگي مشكلاتي را به همراه دارد.
 

تفاوت عادت و اعتياد

« عـادت » و « اعتــياد » دو اصطلاح و عنواني هستندكه در افكار عمومي به غلط مشابه و معادل هم در نظر گرفته مي‌شوند در صورتيـكه اختلاف كلي و اساسي با هم دارند .
« عادت » در اصل عبارتست از تطابق موجود زنده با محيط زيـست يا شرايـط جديد و بي‌سابقه كه در انسان انواع مختلف وجود داشته و در كتاب « معماي عادت » طرح جديـدي در مورد تعريف و تقسيم‌بندي آن ارئه گشته و « عادت » بر چهار گروه اصلي بشرح زير تقسيم شده‌اند :

 

اول - « عادت روحي » كه عبارتست از تطابق روحي و معنوي با مسائل و موضوعات و كليه پديده‌هاي جديد و بي‌سابقه‌ايـكه با آنها انس و عادتي از پيش وجود نداشته تا آثار معنـوي حاد آنها از بين برود ؛ از قبيل خبر خوش يا ناخوش مهمي كه در ابتدا انـسان را بشدت متأثـر نموده و تحت تأثير خود قرار ميـدهد ، مانند اثرات خبر فوت پدر يا مادر و نزديكان مورد علاقه يا خبر موفقيت در كنكور ورودي دانشگاه و يا خبر اصابت جايـزه بزرگي در قرعه‌كشي و غيـره . به مرور زمان كه خبر كهنه ميـشود ( انسان ضـمن انس گرفتن به آن عادت كرده ) اثرات رواني آن از بين ميرود .


دوم - « عادت عضوي » عبارتست از عادت دادن عضوي از اعضاء بدن بكار و فعاليت منظم و مداوم غيرارادي معيني كه قبلاً‌ از روي علم و آگاهي و دخالت شـعور و اراده انسان صورت ميگرفته ولي پس از تمرين و تكرار كافي ميتواند بطور خودبخودي و غير ارادي و ناآگاه نيز انجام گيرد ، مانند عادت دادن انگشتان به حروف ماشين تايپ يا عادت دادن دستها و پاها بكارهاي معيني مانند دوچرخه سواري و راننـدگي يا به هنرها و صنايع .

 

سوم - « عادت غريزي » عبارتست از عادت عضوي مشخصي كه به اقتضـاي فطري و ناآموخته از بدو حيات در اعضاء وسـلولها و نسوج معيني بوجود آمده و همان خـصوصيات عادت نامبرده دو فوق را داراست مانند كار قلب و كليـه‌ها و ريـه‌ها و فعاليتهاي دروني اعـضاء و نـسوج و سلولهاي داخلي بدن كه بطور غير ارادي و منظم انجام ميگيرد .

چهارم - « عـادت حياتي » عبارتست از تـطابق بدن مـوجود زنده ( تطابق بيولوژيكي ) با شرايط جديد محيط زندگي بخصوص از نظر عوامل فيزيكي وشيمايي مانند تـطابق بدن با گرما و سرما ( عامل فيزيكي ) يا با رژيم‌هاي غذائي و داروئي مختلف ( عامل شيـميائي ) يـا با آب و هواهاي مختلف ( عامل فيـزيكي و شيميائي توأم ) .

در استعمال دارو بمدت دراز ( و هر نوع تركيبات شيـميائي مختلف در حد تحمل بدن ) نوعي تطابق بيـولوژيكي بوجود مي‌آيد كه در صورت قطع استعمال آن دارو يا ماده شيميائي معين و بخصوص ( مانند استعمال طولاني داروهاي مسـكن يا خواب آور ) ممكنست اختلالات فيزيكي و شيميائي و بدنبال آن اختلالات فيـزيولوژيكي و بيولوژيـكي محسوس و گاهي غيرقابل تحمل در شخص بوجود آيد زيرا بدن در اثر عادت به آن دارو و تطابق با شرايـط مربوط بمصرف آن به يك اعتدال مجازي موقتي رسيـده كه با حذف آن ، اعتدال بدن بر هم ميخورد و شخص موقتاً‌تحت فشار خاصي قرار ميگيرد زيرا بدن مستقيماً به آن دارو عادت كرده و خو گرفته است كه ايـن امر در مورد مواد مخدر بسيـار سخت و از تمام انواع عادات بيـولوژيكي ياحياتي ( تطابق بيـولوژيكي ) دردناكتر و غيرقابل تحمل‌تر است .
 

« اعتيـاد » عبارتست از تطابق بدن با هر دارو يا ماده شيميائي خارجي غيرلازمي بمدت طولاني كه يكي از انواع عادات حياتي يا عادات بيولوژيـكي محسوب ميگردد . استعمال مداوم و طولاني مواد مخدر منجر به ايـجاد سخت‌تريـن انواع عادات حيـاتي در بدن ميشود كه همان « اعتيـاد به مواد مخدر » ميـباشد .

تـريـاك يا تغيير « عـادت » عموماً سهلتر و سريعتر و بـدون عوارض سخت بوده و به مانند ترك اعتياد با مـشكلات بزرگ روبرو نميگردد ، در حاليكه « اعـتياد » علاوه بر لطمات سنگين جاني و خـسارات مالي بسيـار و آماده كردن بـدن به انـواع بيـماريهاي جسمي و روحي گوناگون ، از نظر تـرك و رهائي با مشكلات بزرگ و گاهي با زحمات و مشقات و سختـي‌ها و نامـلايمات بيشتري همراه است ولي البته نبايد فراموش كنيم كه « ترك اعتــياد غير ممكن نيست » و چون عنوان « اعتــياد »‌ از طرفي اكثراً با « عادت »‌قابل اشتباه بوده و در تمام موارد نميتواند مطابق با واقعيـت امر در استعمال طولاني داروهاي مختلف و مواد ، صدق و تطابق نمايـد از اينروست كه در سالهاي اخير از طرف محافل علمي و پزشكي تعاريف ديگري انتخاب گرديده كه بيش از هعمه تعاريـف سازمان بهداشت جهاني كاملتر و جامع‌تر و مطمئن‌تر و نيز قابل استفاده در تمام جهات استعمال مداوم داروها ( اعم از مخدر و غيره ) بوده و آن انتخاب عنوان « وابستگي به دارو » است.



 

بيان اهميت موضوع اعتياد

در بررسي تاريخ، بشري را نمي توان يافت كه با مسائل مربوط به مواد مخدر دست به گريبان نبوده و شايد بتوان گفت مواد مخدر همزاد با بشر در اين جهان يافت شده و تا زماني كه انسان در اين عرصه وجود دارد آن نيز پا بر جاست. مسائل مربوط به مواد مخدر تازگي نداشته و اثرات آن نيز همواره در سرنوشت ملتها و اقوام قابل جستجو است. در كتب تاريخي ايران و حتي در كتاب قانون ابن سينا از اثرات اين مواد نامبرده شده است. اما بيشتر گزارشات در مورد مواد مخدرمربوط به زمان صفويه و سپس قاجاريه تا عصر كنوني است همراه با فراز و نشيبهاي اين دوران كه اشاعه مصرف مواد افيوني مورد توجه بوده است. قوانين يكصد ساله در مورد محدود نمودن مصرف مواد نيز يافت ميشود.

در زمان ما مسئله مواد مخدر شكل مخاطره آميز و كاملا پيچيده اي به خود گرفته و در عين حال گسترش جهاني يافته است. اعتياد به مواد مخدر علاوه بر زيانهاي جدي و خطرناك جسمي از قبيل ابتلا به بيماريهاي عفوني واگيردار همچون ايدز - هپاتيت - سل- عوارض و مشكلات عديده اجتماعي و اقتصادي ازقبيل افزايش جرمهاي مرتبط با مواد مخدر همچون جنايت و سرقت، فقر و تكدي گري و هدر رفتن سرمايه هاي كلان مادي كشورها را بدنبال داشته است. كشور ما داراي جمعيتي جوان است. بيش از 50%جمعيت كشور درسنين زير 20 سال بوده و 62% از اين جمعيت در شهرها ساكن بوده و از هر چهار نفر ايراني يك نفر در معرض مهاجرت قرار دارد. موقعيت استراتژيك ايران و قرارگيري آن در كنار كشورهايي همچون افغانستان و پاكستان كه جزو توليد كنندگان عمده مواد مخدر بوده و از طرفي ما يك مسئله ترانزيت و عبور مواد مخدر به جهت ويژگيهاي خاص منطقه اي از كشور ما يك مسير مناسب جهت قاچاق مواد مخدرفراهم ساخته و هم بازار مصرف داخلي آن كه رشد روز افزوني داشته است.

 پس از پيروزي انقلاب اسلامي عليرغم تلاش بي وقفه نظام مقدس اسلامي كشورمان و تقديم بيش از 2700 نفر شهيد از نيروهاي نظامي و انتظامي اين روند رو به رشده بوده است در نتيجه آمار معتادين و نيز عوارض ناشي از اعتياد افراد افزايش داشته است. برآوردهاي رسمي اوليه و ساده از تعداد معتادين و سوء مصرف كنندگان مواد مخدر رقمي حدود  2ميليون نفر را ذكر مينمايد و با در نظر گرفتن حداقل يك خانواده 5 نفري مرتبط با اين افراد به رقمي حدود 10ميليون نفر انسان كه در ارتباط نزديك با معضلات و مشكلات ناشي از آن ميباشند دست مي يابيم. محبوسين زندانهاي كشور در سال 77معادل 16.775نفر بوده كه قريب به 60% آنان مرتبط با مواد مخدرو اعتياد بوده اند.

 بر اين اساس در ايران به ازاي هر 100 هزار نفر ايراني 260 نفر در زندان به سر ميبرند و به عبارت دقيق تر به ازاي هر 400 نفر ايراني يك نفر در زندان ميباشد. در 20 سال گذشته قريب 836/53./1 كيلوگرم انواع مواد مخدركشف و ضبط گرديده است در اين سالها نزديك به 381812 نفر قاچاقچي و699557 نفر معتاد شناسايي و دستگير شده اند قريب 25652 نفر معتاد از سال 62 لغايت 77 درمراكز باز پروري كشور پذيرش شده اند كه اين تنها بخشي از آمارهاي واقعي نشان دهنده وضعيت بغرنج و نگران كننده از انسانهاي اين جامعه است كه به ورطه اعتياد كشيده شده اند. اعتياد به عنوان يك آسيب ومعضل اجتماعي بهداشتي اقتصادي و فرهنگي با پيچيدگيهاي خاص خود حاكميت ملي امنيت و استقلال كشور ما را تحت تاثير قرار داده است با توجه به مسائل جنبي آن ميتوان ادعا نمود كه ارزشهاي انساني و اسلامي و نيز هويت ملي ما در معرض خطر و آسيب اين آفت بزرگ قرار گرفته است. توجه به آمارها نشانگر رشد روزافزون معتادين در اجتماع رو به قوت ما دارد. اين موضوع كه قشر جوان جامعه بيشتر در معرض آسيب و آماج اعتياد مي باشند وظيفه همگان را در موضع تقابل با اين مشكل خطيرتر مي سازد. براستي وظيفه ما افراد اين جامعه درقبال اين ديو بدسيرت چيست؟ خانواده هاي ماو والدين ما چه وظيفه و مسئوليتي را بر عهده دارند ؟ دستگاههاي تعليم و تربيت ما چطور ؟آيا مشكل اعتياد با زدن و بستن و به زندان انداختن و يا اعدام كردن قابل حل است؟ و يا اينكه عزم ملي و جزم تك تك افراد اين جامعه در هر لباس و در هر مكان و هر زمان را مي طلبد، براستي كدام يك چاره كار است ؟

 

تعریف مواد مخدر

تعریف:به تمامی تركیبات شیمیایی گفته می شود كه مصرف آنها باعث دگرگونی در سطح هوشیاری مغز شود. مثل حالت سرخوشی و لذت، خواب آلودگی و سستی.

انواع:

1)depressant

مواد مخدری كه واكنش های مغز را آهسته می كند.

اثرات:

كم شدن سرعت تنفس و ضربان قلب – كم شدن فشار خون – خواب آور

مثال: هروئین – تریاك – مورفین

2)stimulant

مواد مخدری كه به سیستم عصبی بدن سرعت می بخشد.

اثرات:

بیشتر شدن سرعت تنفس و ضربان قلب – بیشتر شدن فشار خون برای ایجاد احساس هیجان و جلوگیری از خواب استفاده می شود. مثال: كوكائین – نیكوتین

ادامه نوشته

مفاهیم: اعتیاد چیست؟

از اعتیاد به عنوان یکی از بزرگترین معضلات دنیای معاصر نام می‌برند

اعتیاد به مواد مخدر از چنان ابعاد وسیع آسیبی برخوردار است که بی اغراق می‌توان از آن به عنوان هیولای بزرگ زندگی بشری نام برد.

متلاشی شدن شخصیت فردی، نابودی نهاد خانواده، افزایش انواع دیگر آسیب‌ها و جرایم اجتماعی، کاهش بازدهی کاری و شغلی، افزودن بر افراد بی‌کار و سربار جامعه، اشغال تخت‌های بیمارستانی، کاهش نرخ بهداشت عمومی و دهها عارضه دیگر همگی وابستگی تام به میزان معتادان یک جامعه دارد.

در تعریف اعتیاد می‌توان گفت: تمایل شدید جسمانی و روانی فرد به ادامه مصرف یک ماده که باعث تغییر در شرایط عادی وضعیت جسمانی، روانی و اجتماعی او می‌شود، اعتیاد نام دارد.

با این تعریف، به  کسی که  وابستگی جسمی و روانی  به مواد مخدر دارد و ناگزیر است مصرف مشخصی از آن را به طور مستمر ادامه دهد، معتاد گویند.

پدیده اعتیاد به مواد مخدر و توجه به آن به عنوان یک معضل اجتماعی تقریباً پدیده نوظهوری است که از عمر آن شاید بیش از صد و پنجاه سال نمی گذرد. البته مصرف مواد مخدر و حتی عادت و نیز استعمال تفننی بدان، تاریخی طولانی دارد. لیکن از قرن نوزدهم به بعد است که به سبب تأثیر فراوان بر جنبه های متفاوت زندگی اجتماعی انسان‌ها، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

یک فرد سالم برای اینکه به یک معتاد تبدیل شود باید فرایندی سه مرحله‌ای را بگذراند.

مرحله اول - آشنایی: در این مرحله شخص در اثر مسامحه یا تشویق دیگران یا میل به انجام یک کار تفریحی یا کنجکاوی یا علل دیگر مانند کسب لذت ، به مصرف مواد مخدر آشنا می‌شود.

 مرحله دوم - میل به مواد: در این مرحله، بدن هر روز به مواد بیشتری نیاز پیدا می‌کند و بعد از مدت‌ها استفاده نامرتب از موادمخدر، شخص دچار شک و تردید شده، برای رهایی از آن با امیال خود دست به مبارزه می‌زند.

مرحله سوم - اعتیاد: در این مرحله فرد دیگر نمی‌تواند دوری از مواد مخدر را تحمل کند. در این مرحله عدم دسترسی به مواد مخدر منجر به اختلالات شدید فیزیکی و روانی در فرد می‌شود و او به وابستگی تام دچار می‌شود.

 نشانه‌های اعتیاد:

فرد معتاد شاید در وحله اول نپذیرد که معتاد شده اما وابستگی اجتناب ناپذیر وی به مواد مخدر سرانجام واقعیت را بر او آشکار خواهد کرد.
از سوی دیگر علاوه بر وابستگی ناگزیر به مواد مخدر چنین فردی دارای ویژگی‌های دیگری نیز هست. چند ویژگی متداول معتادان عبارت است از: یبوست، کاهش فشار خون، کوچک شدن مردمک‌های چشم، تهوع، نامفهوم شدن تکلم و ادای کلمات، عکس‌العمل‌های کند، خارش پوست، احساس تنگی نفس و کند شدن تنفس، کاهش حافظه، زرد شدن رنگ پوست، گودی زیر چشم. در عین حال سوختگی روی لباس، عدم تحمل برای استقرار در یک جمع و مکان به مدت طولانی از جمله نشانه‌هایی است که اگر فردی واجد آن بود باید احتمال آلودگی وی به مواد مخدر را داد.

درمان اعتیاد

پاردايم يا الگوي درماني كنگره 60

دو صد گفته چون نيم كردار نيست.
بهترين روش يا متدي كه تاكنون بشر را به دروازه‌هاي تمدن يا پيشرفت رسانده‌است، الگو برداري از طبيعت بوده است. براي مثال هواپيما كه از روي پرندگان ، و زيردريايي كه از روي ماهي‌ها الگوبرداري شده‌است . اگر به كتاب آسماني نگاه كنيم متوجه مي‌شويم كه مرتباً از الگوها سخن به ميان مي‌آيد؛ قوم عاد، قوم ثمود، قوم لوط، فرعون، موسي و ... همه براي ما الگو مي‌باشند.
در زندگي امروزي صنعت‌گران ،،هنرمندان، برج‌سازان، شهرسازان و.... همه سعي مي‌كنند كالاي خود ، يا طرح خود را به‌صورت الگو به نمايش بگذارند، زيرا ماكت يا الگوي به نمايش گذاشته شده، كاملاً نشان دهندة تبحر، سليقه و ذوق صاحب آن است. ولي هيچ نوشتار، گفتار، نقشه و ماكتي نمي‌تواند به اندازة الگوي واقعي بيانگر و نشان دهندة اصل موضوع باشد. به اين دليل همه در كنگرة 60 الگوي يكديگر هستند؛ براي مثال معتاد تزريقي كارتن خواب كه اكنون چند سال از رهايي او مي‌گذرد  و شخصي موفق است، الگوي تازه وارد مي‌باشد و معتاد تزريقي تازه وارد هم الگوي فرد رها شده است كه اگر به مصرف مواد برگردد ، مانند او خواهد شد، جوانان الگوي جوانان و پيران الگوي پيران.

چگونگي اصلاح ساختارهاي تخريب شده جسم ، روان و جهان‌بيني.

جسم:
در قسمت جسم مهم‌ترين تخريب ، از كار افتادن دو سيستم مهم، يعني ضد درد و توليد كننده‌هاي مواد شبه افيوني مي‌باشد. راه‌اندازي اين دو سيستم دقيقاً 11 ماه زمان مي‌خواهد و اين عدد با تحقيقات و پژوهش‌هايي كه در مدت شش سال برروي صدها نفر در درازمدت صورت گرفته است ، به‌دست آمده است.
تا زماني‌كه اين سيستم به طور كامل راه‌اندازي نشده است و مرفين طبيعي در بدن به اندازه كافي توليد و ترشح نمي‌شود، ما شاهد اختلالات بي‌شماري در جسم و روان بيمار خواهيم بود و تمامي اختلالات ناشي از قطع مصرف مواد مخدر چه جسمي و چه رواني، هيچ دليلي جز عدم توليد مواد شبه افيوني ندارند. بيمار اعتياد براي درمان كامل خود بايد بپذيرد كه 11 ماه زمان نياز است و از هر روشي كه براي درمان استفاده كند بايد بداند كه تا پايان11 ماه درمان نشده است.
     چگونه سپري كردن اين مدت ، بسيار بسيار مهم است. اگرمعتاد به صورت ناگهاني مصرف مواد مخدر خود را قطع كند، دچار انواع و اقسام اختلالات جسمي و رواني خواهد شد كه  حداقل تا 11 ماه ادامه خواهند داشت. و بعضي از تخريب‌ها شايد تا آخر عمر هم پابرجا باقي بماند. اين سندرم محروميت از مواد مخدر فقط منحصر به روزهاي اول قطع مواد نيست ، بلكه تا ماه‌ها ادامه خواهد داشت كه معمولاً به دليل شدت و سختي اين عوارض و طولاني بودن مدت آنها اكثر بيماران قادر به تحمل آن نيستند و در ابتدا يا نيمه راه به مصرف مجدد مواد مخدر روي مي‌آورند.

ادامه نوشته

اعتیاد به تریاک از دیدگاه غرب

تریاک چیست؟

تریاک در مقایسه با مواد مخدر دیگر، خام ترین و کم تاثبرترین به شمار می آید. تریاک مایعی است شیر مانند که از گیاه کال خشخاش بدست می آید. زمانی که این مایع در معرض هوا قرار می گیرد سخت شده و به ماده قهوه ای سوخته و یا سیاه رنگی تبدیل میشود. شکل سخت شده آن معمولا" تدخین میشود اما به طور خوراکی هم میتوان از آن استفاده کرد. تریاک به طور معمول در کشور برمه و افغانستان کشت میشود.

تریاک به شکل استفاده میشود؟

در کشورهای غربی امروزه ، تریاک به شکل پودری یا کلوخی به رنگ قهوه ای سوخته در دسترس مصرف کنندگان قرار میگیرد. این ماده یا تدخین شده و یا به صورت خوراکی یا تزریقی مورد استفاده قرار میگیرد.

تاثیرات تریاک چیست؟

از آنجایی که ساختار تریاک بسیار شبیه به ساختار مواد مخدر طبیعی بدن می باشد در اثر استفاده مولکولهای مخدر موجود در تریاک گیرنده های اعصاب را تسخیر کرده و همان حس آرامش فاقد درد را در بدن تولید میکند. این ماده مخدر ابتدا باعث حس شادمانی و سرخوشی شده اما با استفاده مکرر، بدن برای دسترسی به این حالت به میزان هرچه بیشتر از این مواد نیاز پیدا می کند.
سوء تغذیه، مشکلات تنفسی و افت فشار خون از جمله بیماریهایی هستند که با اعتیاد به تریاک در رابطه اند.
تریاک ماده ای بسیار اعتیادآور است. در اثر استفاده از این ماده استیاق به مصرف چه جسمانی و چه روانی بسیار سریع پیشرفت می کند. خماری ناشی از تریاک باعث تهوع، آبریزش چشم، خمیازه، سرمازدگی و یا عرق میگردد.
حالت خماری بسیار ناراحت کننده و دردناک است.در واقع معتادین بیشتر برای جلوگیری از درد ناشی از خماری به مصرف آن ادامه می دهند تا به دست آوردن حس سرخوشی نخستین و یا رسیدن به تعادل جسمی و روانی !

تاریخچه کشت و مصرف تریاک درغرب:

شواهد نشان می دهد که از 100 سال پیش از میلاد مسیح یعنی حدودا" 2100 سال پیش تریاک به عنوان دارویی محبوب به شکل شربت و یا حب مصرف خوراکی داشته است. اعتیاد به تریاک از اواسط قرن 17 میلادی به بعد که به وسیله چینی ها به شکل تدخینی آن معرفی شد، به عنوان معضل اجتماعی مطرح شد. در قرن 18 میلادی اعتیاد به تریاک به حدی بالا گرفت که چینی ها برای جلوگیری از کشت و خرید و فروش آن به کشورهای غربی اقداماتی صورت دادند. همزمان تریاک راه خود را به کشورهای اروپایی و شمال امریکا باز کرد تا جائیکه مصرف دارویی آن جای خود را به اعتیاد داد.
پس از خاک برداری و حفاری باستان شناسان بر روی باقیمانده های دوران نوسنگی در کشور سوئیس (به قدمت حدودا" 3200 سال پیش از میلاد مسیح) نشان داد که گیاه خشخاش در آن زمان کشت می شده است. دانشمندان بر این باورند که این گیاه مصرف خوراکی داشته و به عنوان مواد غذایی (حاوی 45 درصد روغن) مورد استفاده قرار می گرفته است . اما بدون شک مردمان آن دوره از قدرت مخدری این گیاه آگاهی داشته اند.
مایع شیرگونه که از این گیاه گرفته می شود پس از خشک شدن از قدرت مخدر بالایی برخوردار است که به آن تریاک می گویند. نوشته های تئوفراستوس فیلسوف یونانی (3 قرن پیش از میلاد مسیح) از اولین نوشته هایی است که به تریاک اشاره کرده است. لغت لاتین تریاک، "اوپیوم" گرفته شده از زبان یونانی به معنای "عصاره گیاه" است و خود تریاک نیز ابتدا به شکل عصاره یا شیره گیاه خشخاش تولید می شود.
پزشکان غرب به خوبی به فوائد و تاثیرات تریاک واقف بودند و تاجرین غربی این ماده را به خاور دور معرفی کردند. پاراسلوس (1500 سال پیش از میلاد مسیح) زیست شناس، فیزیکدان و منجم سوئیسی این ماده را مجددا" به اروپائیان معرفی کرد به طوریکه دکتر سیدنهام انگلیسی (سال 1680 میلادی) در این باره می نویسد:

" در میان تمامی امکاناتی که خداوند بزرگ برای رهایی درد انسانها خلق کرده هیچکدام به موثری تریاک نیست!"

در قرن 18 میلادی تدخین تریاک در خاور دور بسیار رواج پیدا کرده بود و داد و ستد تریاک یکی از منابع اصلی درآمد برای مستعمره های انگلستان و هلند محسوب می شد. حتی اسپانیائیها هم سهم خود را از این معاملات از فیلیپین دریافت می کردند. با اینکه در آن زمان تریاک در اروپا در دسترس همگان بود ولی وفور آن مشکل ساز نبود.

تریاک به طور قابل توجه ای از مواد مخدر مختلف ترکیب شده که در قرن 19 میلادی دانشمندان موفق به تجزیه این ماده شدند. در سال 1806 فردریک سرترنر، شیمیدان آلمانی ، برای نخستین بار موفق به استخراج یک ماده از کل مواد ترکیبی در تریاک شد که آن را مرفین نامید. وی اسم "مرفین" را بر مبنای اسم خدای خواب یونانیان "مورفوس" انتخاب کرد. دومین ماده اسنخراجی از تریاک "کدئین"، توسط روبیکت ، پروفسور و شیمیدان فرانسوی، در سال 1832 میلادی و به دنبال آن در سال 1848 میلادی ماده پاپاورین توسط " مرک" دانشمند آلمانی به دست آمد. این مواد خالص جایگزین استفاده دارویی از تریاک خام شدند و همانند تریاک این مواد به عنوان داروی ضد درد و اسهال مورد استفاده قرار گرفتند.
با اختراع و کشف تزریق زیرجلدی در اواسط قرن 19 ، مرفین به عنوان مسکن وریدی مورد استفاده قرار گرفت.
میزان اعتیاد در آمریکا در طی صد سال گذشته رشد گسترده ای داشته است. این، بخشی به دلیل مهاجرت چینی های معتاد به تریاک و بخشی به دلیل تزریق بی رویه مواد مخدر به عنوان مسکن به زخمی های جنگی بوده است. به علاوه اینکه در بسیاری از داروهای معمول و مورد استفاده عموم ، ترکیباتی از تریاک وجود دارد.

شاید بتوان گفت که بخشی به همین دلیل بود که مرفین به عنوان درمان اعتیاد معمول شد، بدین شکل که اگر پزشکان برای درمان اعتیاد به تریاک مرفین استفاده می کردند، شخص معتاد علاقه ای به خود تریاک نشان نمی داد و اعتیاد وی درمان می شد!!!
اروپایی ها هم با مشکلاتی مشابه روبرو شدند و با اینکه استفاده تریاک به مراتب بیشتر از حال بود اما به عنوان مصارف دارویی مورد قبول قرار گرفت و این عمل باعث بوجود آمدن مشکلات فراوانی شد.
در پایان قرن گذشته ایالات متحده آمریکا سعی وافری در مهار کردن مصرف غیردارویی از تریاک کرد، خصوصا" درکشور چین و حتی اواخر قرن پیش سعی در ممنوعه کردن این مواد کرد. علاقه آمریکا برای مهار این معضل به دو دلیل بود، یکی اینکه آنان برای بازاریابی و فروش محصولات خود، به کشور چین نیاز داشتند اما کشور چینی با اقتصاد قوی. و دلیل دوم ظاهرا" جنبه اخلاقی این موضوع بود.
در اثر جنگ اسپانیا و آمریکا، فیلیپین در استعمار آمریکا قرار گرفت و فرمانداران جدید با مشگلی گسترده روبرو گشتند. در آن زمان اسقف اعظم فیلیپین، چارلز هنری برنت آمریکایی، مبارزه اخلاقی در رابطه با داد و ستد تریاک و اعتیاد ناشی از آن علیه آمریکا به راه انداخت که حمایت گسترده ای را به همراه داشت.با وجود ممنوعه اعلام کردن مصرف تریاک در آمریکا و برخلاف کشورهای اروپایی، اعتیاد به تریاک همواره یکی از معضلات اجتماعی به حساب می آمد.
با ضعیف شدن وضع اقتصادی چین، این کشور شاهد رشد جنبش ضد تریاک در دنیا بود. ناگفته نماند که در عین حال انگلستان و هلند حامی این جنبش نبودند. چرا که کشت خشخاش برای آنان از جمله منابع اصلی درآمد محسوب می شد.

در سال 1909 با فشار شدید آمریکا، نمایندگان کشورهایی که دارای مستعمره در خاور دور بودندبه همراه کشور ایران در شانگهای اولین کنفرانس بین المللی تریاک را به ریاست اسقف هنری برنت برگزار کردند.
این کنفرانس پایه ای برای کنفرانس بعدی در سال 1911 در هیگ شد. انگلستان برای شرکت در این کنفرانس با این پیشنهاد پیش آمد که این کنفرانس و معاهدات ناشی از آن می بایست تهیه و داد و ستد کدئین و مرفین را هم در برگیرد. آلمانی ها به این شرط مخالفت شدیدی نشان دادند چرا که صنعت داروسازی آنان در این زمینه فعالیتهای گسترده ای داشته و به نوعی متکی به تولید این مواد بود.
پس از کشمکش های بسیاراین کنفرانس منجر به اخذ پیمان بین المللی تریاک در23 ژانویه 1912 میلادی شد. لازم به تذکر است که این پیمان تا آنجایی پیش رفت که کشورهای هم پیمان موظف به کنترل دادوستد تریاک در چهارچوب قانونی و ملی کشور خود شدند.
آلمانی ها برای حفظ صنعت دارویی خود و تولید مرفین و کدئین حتی لغات و نوشتار این معاهده را با وسواس انتخاب می کردند. تصویب این پیمان نهایتا" متکی بر همکاری کشورهایی بود که در این کنفرانس شرکت نداشتند و به عبارتی این معاهده بسیار باز و بی در و پیکر و عاری از هرگونه چهارچوب و مرزبندی خاصی بود.
کنفرانس بعدی در هیگ در سال 1913 برگزار شد که به همان اندازه کنفرانس قبلی در اجرای شروط ناموفق بود. در کنفرانس هیگ به سال 1914 توافق نامه های به امضاء رسید که "اجرای" شروط پیمان کنترل تریاک را در رابطه با هر کشوری، بدون امضای تمامی کشورهای هم پیمان مجاز شمرد و این خود حرکتی به جلو بود.
پیرو این توافق نامه ایالات متحده آمریکا بلافاصله مصوبه "مواد مخدر" را به تاریخ دسامبر 1914 به بندهای قانونی کشورخود اضافه کرد. این مصوبه نه تنها داد و ستد مواد مخدر را تحت کنترل قرار داد بلکه تصاحب بدون مجوز هر کدام از مواد مخدر نامبرده در پیمان را عملی "جنایی" شناخت و عدم رعایت آن منجر به 2000 دلار جریمه نقدی ومحکومیت تا 5 سال زندان می شد!!
و این خود اولین گام قانونی برای جنایی ساختن استفاده از مواد مخدر شد!
جنگ جهانی اول باعث رکود تمامی تلاشهای پیشین شد و این موضوع تنها پس از امضای معاهده ورسای مجددا" مطرح شد. در این معاهده آمریکا اقداماتی را جهت تشویق و جلب کشورهای دوری گزیده از الحاق به معاهده 1912 معرفی کرد. این پیمان در سال 1920 میلادی جهت اجرا به دست "لیگ ملت ها" سپرده شد.
همزمان در سال 1920 مصوبه "مواد مخدر خطرناک" در انگلستان به اجرا درآمد. جالب توجه اینجاست که در حالیکه امریکائیها در این دوره استفاده از هروئین را برای مصارف دارویی هم غیرقانونی اعلام کردند اما انگلیسی ها استفاده و تهیه مواد مخدر، به طور مثال، هروئین، را برای مداوای معتادین به مواد مخدر مورد قبول قرار دادند.
همانطور که قبلا" اشاره شد به دلیل عدم استحکام و انسجام معاهده 1912 تک تک کشورها چگونگی وظایف مذکور در معاهده در رابطه با کنترل تریاک را هر زمان و به هر شکلی که مایل بودند پیاده کردند و به همین دلیل استفاده از تریاک تا سال 1920 به طور قانونی معمول بود. مشکل اصلی در این بود که استفاده شیمیایی قانونی یود و تولید انواع مواد مخدر به غیر از تریاک خود معضلی اجتماعی را به وجود آورد. برای مبارزه با این معضل جدید "لیگ ملت ها" دو کنفرانس دیگر در ژنو برگزار کرد که موجب اخذ دو معاهده دیگر یکی به تاریخ 11 فوریه و دیگری 19 فوریه 1925 میلادی شد.
اولین معاهده میزان تولیدات داخلی و داد و ستد تریاک در مستعمره های خاور دور را محدود کرد. دومین معاهده تولید برگ کاکائو، کوکائین خام، اکوگنین (مایع مخدر موجود در برگ کاکائو) وگراس (علف) هندی را به لیست مواد مخدر مذکور در معاهدات قبلی اضافه کرد. به علاوه کشورها موظف بودند که تهیه، داد و ستد و مالکیت تمامی مواد "کرخت کننده" را به طور جدی و به طور سیستماتیک تحت نظر داشته باشند.

استفاده این مواد در چهارچوب شروط معاهده جرم جزایی محسوب نمی شد به علاوه اینکه تریاک همچنان به طور قانونی در کشورهای شرقی کشت و مصرف می شد. در نتیجه تنها راه مبارزه با سوء استفاده از تریاک ایجاد "حق امتیاز انحصاری" یا مونوپلی به نظر می آمد.
در سال 1931 در سطح بین المللی تلاشهایی برای تغییر قوانین و ممنوع ساختن تولید قانونی و استفاده تریاک تنها برای مصارف دارویی صورت گرفت. معاهداتی دیگر به این منظور بسته شد از آن جمله می توان از معاهده ژنو (13 جولای 1931)، معاهده بانکوک (27 نوامبر 1931) و معاهده ژنو (26 جولای 1936) و چندین معاهده دیگر با پیچیدگیهای خاص خود نام برد.
آخرین معاهده مشخصا" برای سرکوبی معاملات غیرقانوی مواد مخدر از هم پیمانان این معاهده درخواست کرد تا با جنایی معرفی کردن این عمل مجازات سخت تری تائین کنند. با کمال تعجب آمریکایی ها با این معاهده مخالفت کرده و از امضای آن خودداری کردند!

پس از جنگ جهانی دوم سازمان ملل متحد این قضیه را به دست گرفت. بخش اقتصادی و شورای اجتماعی سازمان ملل متحد موفق شد تا کمیسیون مواد مخدر سازمان ملل را دایر کند. این کمیسیون از اعضای 40 کشور تشکیل شده و تهیه و نوشتار خط مشی و سیاست جهانی مواد مخدر را شروع کرد.
نتیجه فعالیت های این کمیسیون منجر به اخذ معاهده ای جدید (نیویورک 30 مارس 1961) شد که جایگزینی برای تمامی معاهدات پیشین گردید و همواره مورد استفاده است!
بر مبنای این معاهده تمامی هم پیمانان می بایست جهت محدود ساختن دادوستد مواد مخدر، تولیدات و مالکیت مواد مخدر تنها جهت مصارف علمی و دارویی ، اقدامات قانونی و اجرایی لازم را ارزیابی کنند. تمامی فعالیت های دیگری که در جهت استفاده مواد غیر از مصارف علمی و دارویی صورت می گرفت جرم محسوب شده و درخور مجازات است.
این معاهده مواد مخدر را به چهار بخش دسته بندی کرده که شرایط نظارت بر هر کدام از این مواد مختلف است. سازمان ملل می تواند با مشورت و توصیه سازمان جهانی بهداشت هر نوع مواد جدید دیگری راکه باعث تهدید و خطر جدی بر سلامت عموم بوده و منبع درآمدی برای قاچاقچیان شود را به این لیست اضافه کند. تا آنجایی که این مواد ممنوعه اعلام نشود ، تولید، داد و ستد و استفاده از آنها می تواند قانونی تلقی شود!
در این معاهده با در نظر گرفتن میزان سوءاستفاده از هر ماده، اسامی آن می تواند از یک دسته یندی به دسته بندی دیگر منتقل شود و قوانین بین المللی نیز می بایست با این تغییرات تغییر یابد.
جالب توجه اینجاست زمانی که تمامی این معاهدات بسته شد، استفاده از تریاک یک معضل اجتماعی نبوده و برعکس تمامی قوانین اجتماعی دیگر، وعظ قانون مبارزه با استفاده از تریاک در اثر عکس العمل به یک مشکل اجتماعی نبود بلکه در اثر تحمیل کشورهای بیگانه به عنوان مثال آمریکا صورت گرفت. آمریکائیها تنها به خاطر عقاید غیرعادی و ستمگرانه خود با برچسب زدن به افراد و تنها به خاطر منافع شخصی خود با قوانین به اشکال مختلف بازی کردند و می کنند.
متأسفانه هیچ معاهده ای قادر به کنترل ، مصرف و کشت خشخاش در دنیا نشد. دولت ها در عین حال که به این معاهدات می پیوندند از طرف دیگر تنها به خاطر مسائل اقتصادی از داد و ستد های غیرقانونی چشم پوشی می کنند و قربانیان تنها مردم بیگناهی هستند که در اثر عدم آگاهی و شرایط نامساعد اجتماعی به چنگال این هیولای در لباس دوست اسیر می شوند و در پایان روز با برچسب "جنایتکار" به دید "انگل های" جامعه از اجتماع طرد می شوند!

ترجمه و تدوین: دکتر نازی اکبری ، عضو هیئت علمی کنگره 60

منبع: وب سایت کنگره 60

عوامل موثر بر اعتیاد به مواد مخدر

مقدمه

مصرف نادرست مواد خطرناکی مانند تریاک ، هروئین ، کوکائین ، حشیش یا ماری‌جوانا و ال. اس. دی. در جهان افزایش می‌یابد و شبکه قاچاق بین‌المللی قاچاق مواد مخدر و سوادگران مرگ دام اعتیاد را در همه‌جا می‌گستردانند. اما چرا برخی از افراد آماده تجربه کردن و آزمودن ماده مخدر هستند و یا برای دسترسی به آن تمایل خاصی دارند، در حالی که بسیاری از افراد هرگز پیرامون این دام گام نمی‌نهند؟ به‌سادگی نمی‌توان پاسخ دقیق و عملی به پرسشهای بالا داد و عوامل موثر در ایجاد اعتیاد را طبقه‌بندی کرد در زیر مواردی را بررسی میکنیم.

مبنای اعتیاد

جوانان سالم 15 تا 20 ساله‌ای که برای کسب تجربه و یا در اثر معاشرت با دوستان نامناسب و یا معتادان به استفاده از ماده مخدر پرداخته‌اند. این گروه از راه کنجکاوی و به علت نداشتن پشتوانه خانوادگی و تربیت صحیح در اثر معاشرت با کسانی که آنها را به استفاده از داروی مخدر تشویق می‌کنند و برای اولین ‌بار مواد مخدر را تجربه می‌کنند و دچار اعتیاد می‌شوند. البته بسیاری از این جوانان به علت احساس درماندگی ، ناکامی ، عدم کفایت و برای رهایی از تنهایی و فشار روانی معتاد می‌شوند و متاسفانه رهایی از این اعتیاد به‌سادگی میسر نمی‌شود.

اختلالات روانی و اعتیاد

اختلال شخصیتی بیش از همه چیز فرد را در برابر اعتیاد آسیب‌پذیر می‌سازد. سپس اعتیاد ، خود اختلالهای موجود را تشدید می‌کند و دایره معیوب ادامه می‌یابد. شخص معتاد برای بدست آوردن ماده مخدر دست به اعمال خلاف قانون و اخلاق می‌زند و با آزاد شدن از قید و بندهای اخلاقی مرتکب جنایت نیز می‌شود. در کل شخصیتهای روان‌نژند و نیز روان‌پریش را می‌توان در برابر اعتیاد بسیار آسیب‌پذیر دانست. شخصیتهای روان‌نژند، یعنی کسانی که دارای بیماریهای روانی خفیف هستند که با ضعف روانی ، اضطراب ، وسواس ، ترس و بی‌تصمیمی مشخص می‌شوند؛ شخصیتهای روان‌پریش ، یعنی کسانی که به علت عدم رشد خلقی ، در سازش اجتماعی دچار اشکال هستند و دارای خلق و خوی متغیر و قضاوت ناپایدار می‌باشند. مبتلایان به این بیماریها آسانتر به مواد مخدر گرایش می‌یابند و در زمره معتادان درمی‌آیند. بدیهی است بسیاری از همین شخصیتها نیز غیر معتاد باقی می‌مانند.

روان‌پریشها دارای رفتارهای ضد اجتماعی و اختلال خلقی هستند و توانایی کافی برای پیروی از قوانین و مقررات را ندارند و روابط آنها با دیگران سطحی است. با آنکه این افراد کم‌هوش نیستند، ولی قادر به تحمل فعالیتهای منظم جسمی و ذهنی نیستند و جا و مکان و کار ثابتی را پذیرا نمی‌شوند. سابقه این افراد نشان می‌دهد که در دوران کودکی ، نا‌آرام و مشکل‌ساز بوده و در مدرسه قدرت سازش نداشته و در محیطهای دیگر نیز فاقد سازش اجتماعی بوده‌اند. روان‌پریشهای مهاجم که دارای اختلال رفتاری شدید هستند و به انجام اعمال تهاجمی و جنایت و حتی آدم‌کشی دست می‌زنند از جمله کسانی به ‌شمار می‌آیند که بیش از همه به ‌طرف اعتیاد گرایش می‌یابند. در عین ‌حال روان‌پریشهای نالایق و غیرفعال نیز که معمولا به دروغ‌گویی ، دزدی ، تقلب و آزار دیگران می‌پردازند، مواد مخدر را وسیله خوشی و آسایش خود به ‌شمار می‌آورند.

نقش تکنولوژی و تمدن

اگرچه پیشرفتهای تکنولوژی در قرن بیستم سبب تحولات دایمی و نیز پیشرفت همه جانبه معیارهای زندگی از جمله بهداشت عمومی گردیده و در بهبود زندگی مردم موثر واقع شده است، اما در عین حال عوارضی چون ترس از تامین آینده و تشویش و اضطراب نیز با خود به ارمغان آورده است که در بسیاری از مردم منجر به پیدایش کشمکش های روانی شده است. کشمکش‌ها ، حتی بیش از محرومیت‌ها ، سبب درهم ریختن مکانیسم‌های دفاعی افراد می‌شود و از اینرو بیماریهای روانی ناشی از کشمکش‌ها و اضطرابها بیش از بیماریهای جسمی بشر را آزار می‌دهند.

افسردگی با اعتیاد درمان پذیر نیست!

افسردگی روانی یکی از بیماریهای شایع عصر ماست که بر روی خلق و خوی و رفتار و احساس فرد اثر می‌گذارد. در نوعی افسردگی فعالیت و اراده و قابلیت حیاتی و جسمانی و اعتماد به نفس کاهش می‌یابد و نشانه‌هایی چون خستگی ، بی‌میلی ، بی‌علاقگی ، کم‌خوابی و ناامیدی بروز می‌کنند. در این موارد نشاط و علاقه و همکاری جای خود را به نگرانی ، ناخشنودی و انزواجویی می‌دهد و بیمار با از دست دادن علایق شغلی و اجتماعی و گاه فردی ممکن است به طرف مواد مخدر نیز گرایش یابد تا شاید آرامش و آسایش بیشتری احساس کند. افرادی که برای برای گریز از تشویش و اضطراب و فشارهای روانی مواد مخدر را انتخاب می‌کنند کسانی هستند که از رو به رو شدن با واقعیات عاجزند و به علت احساس عدم کفایت ، زندگی خود را از واقعیت جدا کرده و آن را بر اوهام و رویا بنا می‌کنند.

نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد فرزندان

خانواده تاثیر عمیقی در کودک می‌گذارد و شخصیت او را پی‌ریزی می‌کند. اگر محیط خانواده سالم باشد کودک دارای اعتماد به‌ نفس ، مهر و محبت و احساس مسئولیت می‌شود. بررسیهای متعدد نشان داده است که اگر کودک مورد توجه خانواده واقع نشود و یا از خانواده طرد شود و یا برعکس اگر بیش از حد مورد توجه و حمایت واقع شود آماده کجروی ، ناسازگاری و تجاوز به حقوق دیگران خواهد شد. کودکانی که در محیط خانه پذیرفته نشده‌اند و با محرومیت عاطفی و فقدان مهر مادری روبرو بوده‌اند، محبت و عواطف دیگران را احساس نمی‌کنند و با ترک خانه و مدرسه و ناسازگاری رفتار خصمانه بروز می‌دهند. این افراد فاقد قدرت سازش می‌شوند.

حمایت بیش از اندازه و اغماض بی‌نهایت پدر و مادر نیز سبب می‌شود که کودک بسیار پرتوقع و به اصطلاح لوس و نازپرورده بار آید و در نتیجه به ‌تدریج در سازش با دیگران دچار اشکال شود. چنین فردی به‌عنوان یک موجود ضد اجتماعی طعمه خوبی برای قاچاقچیان مواد مخدر و جنایتکاران به ‌شمار می‌آید. برقراری رابطه صحیح پدر و مادر با کودک سبب می‌شود که رشد شخصیت بچه سیر طبیعی داشته باشد و از انحراف و کجروی مصون بماند. عواقب خطرناک اعتیاد ایجاب می‌کند که والدین از لحظه تولد ، بچه را موجودی بدانند که یاد می‌گیرد و رشد شخصیت او منوط به برقراری رابطه صحیح بین همه اعضا خانواده است. مواظبت مادر از کودک و ایجاد رابطه عاطفی با فرزند و رفتار خردمندانه توام با مهربانی پدر نه تنها به رشد شخصیت و متعادل شدن کودک کمک می‌کند، بلکه در صورت اعتیاد اتفاقی در دوره بلوغ نیز درمان را آسان می‌سازد.

 اعتیاد یک بیماری درمان پذیر

اگر از ما سئوال شود که آیا اعتیاد درمان پذیر است، در پاسخ باید گفت: بلی، اعتیاد یک بیماری قابل درمان است. کشفیات در علم اعتیاد منجر به پیشرفت هایی در درمان سوءمصرف مواد شده است که به افراد کمک می کند تا سوءمصرف مواد را متوقف کنند و دوباره زندگی فعال خودشان را از سر گیرند. یادمان باشد که اعتیاد یک ضرورت زندگی نیست و ما محکوم به اعتیاد نیستیم. همانند سایر بیماریهای مزمن، اعتیاد به گونه ای موفقیت آمیز، می تواند مدیریت شود. درمان قادر می سازد افراد را که اثرات مخرب قدرتمند اعتیاد را بر روی مغز و رفتار خنثی سازند و  دوباره کنترل زندگی اشان را باز یابند.

گاهی اوقات به دلیل عود مجدد مصرف مواد، این گونه استدلال می شود که درمان شکست خورده است. اما باید توجه کرد که عود مجدد به معنای شکست درمان نیست، بلکه ماهیت مزمن بیماری به معنای آن است که عود سوءمصرف مواد نه تنها اجتناب ناپذیر است، بلکه احتمالا، میزان عود، مشابه سایر بیماریهای پزشکی مزمن  مانند دیابت، فشارخون، و آسم است که هم مؤلفه های فیزیولوژیکی و هم رفتاری را دارند. درمان بیماریهای مزمن شامل تغییرعمیق رفتارهای پذیرفته شده است، و عود به معنای شکست درمان نیست. برای بیماران معتاد، بازگشت به سوءمصرف مواد نشان می دهد که لازم است درمان یا سازگاری دوباره برقرار شود، یا این که درمان جایگزین نیاز است.

پژوهش نشان می دهد که ترکیب داروهای درمانی، که در دسترس هستند با درمان رفتاری، بهترین راه موفقیت مطمئن برای اکثر بیماران است. رویکردهای درمانی بایستی متناسب با مشکلات دارویی، روان پزشکی و اجتماعی مرتبط به مواد که هر شخص نشان می دهد، باشند

ضرورت های درمان دارویی عبارت است از:

1) زمانی که بیماران اولین توقف را در سوءمصرف مواد دارند، آنها می توانند انواع مختلفی از نشانه های جسمانی و هیجانی شامل افسردگی، اضطراب، و سایر اختلالات خلقی، بی قراری، و بی خوابی را تجربه نمایند. برخی درمان های دارویی برای کاهش این نشانه ها طراحی شده اند که توقف سوءمصرف را آسان می سازند.

2)  بعضی از درمان های دارویی برای کمک به سازگاری تدریجی مغز به پرهیز از سوءمصرف مواد استفاده شده اند. این داروها به آرامی جهت دفع اشتیاق به مواد عمل می کنند، و اثرات آرامبخش بر روی نظام بدن دارند. آنها می توانند کمک کنند به بیماران که بر مشاوره و سایر روان درمانی های مرتبط به درمان دارویی شان متمرکز شوند.

3) علم به ما آموخته است که استرس، نشانه های مرتبط به تجربه ی مواد(مثل افراد، مکانها، اشیاء، خُلق ها)، و در معرض مواد بودن مهم ترین برانگیزاننده های عمومی برای عود هستند. داروها برای مداخله دراین برانگیزاننده ها توسعه یافته اند تا به بیماران برای ترغیب بهبودی کمک کنند.

و بالاخره این که، درمانهای رفتاری به افراد کمک می کنند تا در درمان سوءمصرف درگیر شوند، نگرش ها و رفتارهای مرتبط به سوءمصرف مواد را در خودشان تغییر دهند و مهارتهای زندگی خودشان را برای سر و کار داشتن با مدارهای پر تنش و دلایل محیطی که می توانند اشتیاق شدید برای مواد را برانگیزند، افزایش دهند.به علاوه، درمانهای رفتاری می توانند اثر بخشی داروها را افزایش دهند و به افرادی که در درمان طولانی تر باقی بمانند، کمک کند.

نویسنده :دکتر عزت ا... نیکوزاده

منبع: پایگاه تبیان

دانستنی های اعتیاد به مواد مخدر

در مطالعه‌اي كه در نيوزيلند منتشر شد آمده است در برخي افراد، كشيدن فقط يك سيگار مي‌تواند موجب اعتياد به نيكوتين شود.

 

ـ هر سال حدود پنج ميليون نفر در جهان جان خود را بخاطر سيگار از دست مي‌دهند كه زنان سيگاري و كل سيگاري‌هاي كشورهاي در حال توسعه، آسيب‌پذيرترين گروهها در ميان آنان هستند.

 
 

تفاوت عادت و اعتياد

« عـادت » و « اعتــياد » دو اصطلاح و عنواني هستندكه در افكار عمومي به غلط مشابه و معادل هم در نظر گرفته مي‌شوند در صورتيـكه اختلاف كلي و اساسي با هم دارند .
« عادت » در اصل عبارتست از تطابق موجود زنده با محيط زيـست يا شرايـط جديد و بي‌سابقه كه در انسان انواع مختلف وجود داشته و در كتاب « معماي عادت » طرح جديـدي در مورد تعريف و تقسيم‌بندي آن ارئه گشته و « عادت » بر چهار گروه اصلي بشرح زير تقسيم شده‌اند :

اول - « عادت روحي » كه عبارتست از تطابق روحي و معنوي با مسائل و موضوعات و كليه پديده‌هاي جديد و بي‌سابقه‌ايـكه با آنها انس و عادتي از پيش وجود نداشته تا آثار معنـوي حاد آنها از بين برود ؛ از قبيل خبر خوش يا ناخوش مهمي كه در ابتدا انـسان را بشدت متأثـر نموده و تحت تأثير خود قرار ميـدهد ، مانند اثرات خبر فوت پدر يا مادر و نزديكان مورد علاقه يا خبر موفقيت در كنكور ورودي دانشگاه و يا خبر اصابت جايـزه بزرگي در قرعه‌كشي و غيـره . به مرور زمان كه خبر كهنه ميـشود ( انسان ضـمن انس گرفتن به آن عادت كرده ) اثرات رواني آن از بين ميرود .

دوم - « عادت عضوي » عبارتست از عادت دادن عضوي از اعضاء بدن بكار و فعاليت منظم و مداوم غيرارادي معيني كه قبلاً‌ از روي علم و آگاهي و دخالت شـعور و اراده انسان صورت ميگرفته ولي پس از تمرين و تكرار كافي ميتواند بطور خودبخودي و غير ارادي و ناآگاه نيز انجام گيرد ، مانند عادت دادن انگشتان به حروف ماشين تايپ يا عادت دادن دستها و پاها بكارهاي معيني مانند دوچرخه سواري و راننـدگي يا به هنرها و صنايع .

سوم - « عادت غريزي » عبارتست از عادت عضوي مشخصي كه به اقتضـاي فطري و ناآموخته از بدو حيات در اعضاء وسـلولها و نسوج معيني بوجود آمده و همان خـصوصيات عادت نامبرده دو فوق را داراست مانند كار قلب و كليـه‌ها و ريـه‌ها و فعاليتهاي دروني اعـضاء و نـسوج و سلولهاي داخلي بدن كه بطور غير ارادي و منظم انجام ميگيرد .

چهارم - « عـادت حياتي » عبارتست از تـطابق بدن مـوجود زنده ( تطابق بيولوژيكي ) با شرايط جديد محيط زندگي بخصوص از نظر عوامل فيزيكي وشيمايي مانند تـطابق بدن با گرما و سرما ( عامل فيزيكي ) يا با رژيم‌هاي غذائي و داروئي مختلف ( عامل شيـميائي ) يـا با آب و هواهاي مختلف ( عامل فيـزيكي و شيميائي توأم ) .

در استعمال دارو بمدت دراز ( و هر نوع تركيبات شيـميائي مختلف در حد تحمل بدن ) نوعي تطابق بيـولوژيكي بوجود مي‌آيد كه در صورت قطع استعمال آن دارو يا ماده شيميائي معين و بخصوص ( مانند استعمال طولاني داروهاي مسـكن يا خواب آور ) ممكنست اختلالات فيزيكي و شيميائي و بدنبال آن اختلالات فيـزيولوژيكي و بيولوژيـكي محسوس و گاهي غيرقابل تحمل در شخص بوجود آيد زيرا بدن در اثر عادت به آن دارو و تطابق با شرايـط مربوط بمصرف آن به يك اعتدال مجازي موقتي رسيـده كه با حذف آن ، اعتدال بدن بر هم ميخورد و شخص موقتاً‌تحت فشار خاصي قرار ميگيرد زيرا بدن مستقيماً به آن دارو عادت كرده و خو گرفته است كه ايـن امر در مورد مواد مخدر بسيـار سخت و از تمام انواع عادات بيـولوژيكي ياحياتي ( تطابق بيـولوژيكي ) دردناكتر و غيرقابل تحمل‌تر است .

« اعتيـاد » عبارتست از تطابق بدن با هر دارو يا ماده شيميائي خارجي غيرلازمي بمدت طولاني كه يكي از انواع عادات حياتي يا عادات بيولوژيـكي محسوب ميگردد . استعمال مداوم و طولاني مواد مخدر منجر به ايـجاد سخت‌تريـن انواع عادات حيـاتي در بدن ميشود كه همان « اعتيـاد به مواد مخدر » ميـباشد .

تـريـاك يا تغيير « عـادت » عموماً سهلتر و سريعتر و بـدون عوارض سخت بوده و به مانند ترك اعتياد با مـشكلات بزرگ روبرو نميگردد ، در حاليكه « اعـتياد » علاوه بر لطمات سنگين جاني و خـسارات مالي بسيـار و آماده كردن بـدن به انـواع بيـماريهاي جسمي و روحي گوناگون ، از نظر تـرك و رهائي با مشكلات بزرگ و گاهي با زحمات و مشقات و سختـي‌ها و نامـلايمات بيشتري همراه است ولي البته نبايد فراموش كنيم كه « ترك اعتــياد غير ممكن نيست » و چون عنوان « اعتــياد »‌ از طرفي اكثراً با « عادت »‌قابل اشتباه بوده و در تمام موارد نميتواند مطابق با واقعيـت امر در استعمال طولاني داروهاي مختلف و مواد ، صدق و تطابق نمايـد از اينروست كه در سالهاي اخير از طرف محافل علمي و پزشكي تعاريف ديگري انتخاب گرديده كه بيش از هعمه تعاريـف سازمان بهداشت جهاني كاملتر و جامع‌تر و مطمئن‌تر و نيز قابل استفاده در تمام جهات استعمال مداوم داروها ( اعم از مخدر و غيره ) بوده و آن انتخاب عنوان « وابستگي به دارو » است.

 

اعتیاد از نظر اجتماعی چیست؟
ناهنجاری ها و اعمال خلاف در جوامع مختلف متناسب با معیارهای موجود در آن جامعه در درجه خاصی از زشتی و نکوهش قرار دارد.برخی از خلافکاری ها در یک جامعه ممکن است در جوامع دیگر رفتاری پسندیده و یا حداقل عادی باشد.ولی معمولاً اکثر اعمال خلاف در جوامع مختلف خلاف محسوب می گردد.یکی از این ناهنجاری ها و خلاف ها اعتیاد است،به همین جهت اعتیاد را یکی از زشت ترین اعمال می دانند و حتی فردی که معتاد است خود را معتاد نمی داند و خانواده او نیز این مسئله را انکار و پنهان می کند. مسئله مهمی که در مورد اعتیاد و جامعه مطرح می باشد تصویر و نگرشی است که جامعه و افراد آن از معتادین دارند.همانطور که معیارهای جامعه رفتارهای ناهنجار و ضد اجتماعی را انحراف می شناسد،طبیعی است که از اعتیاد هم چنین تصویری در اذهان عمومی وجود داشته باشد و حاصل آن انزجار و دوریگزینی مردم آن باشد.اعتیاد همه جوانب و شوون زندگی فرد را متاثر می سازد:بهداشت وسلامت اجتماعی،شناختی،روانی ،عاطفی،اجتماعی،روحی و معنوی از آنجا که اعتیاد امری پیشرونده است،کارکرد و فعالیت این نواحی نیز به نحو فزآینده ای رو به وخامت می نهد.آسیب و خطارفتگی در هر یک از این نواحی علایم و دوره های خاصی دارد.

 

دوازده گام تا رهایی

قدم اول
ما پذيرفتيم كه در مقابل اعتيادمان ناتوانيم تا آن اندازه كه كنترل و اراده زندگيمان از دستمان خارج شد.
أنا عاجِزٌ : من عاجزم
أنا ضَعيفٌ: من ناتوانم
يك بار دگر قبول كن بندگيم
رحم آر بدين عجز و پركندگيم

قدم دوم
ما به اين باور رسيديم كه نيروي برتر و بالاتر از خودمان مي بايست ما را به خرد و سلامت عقل بازگرداند
وً اللهُ عَلي كُلُ شَيءٍ قَديرٌ: و خداوند بر هر كاري تواناست
توانا توئي قطره اي جود كن
مرا نيز شاداب و خشنود كن

قدم سوم
ما تصميم گرفتيم اراده و زندگيمان را به مراقبت خداوند بدان گونه كه او را درك كرديم بسپاريم .
اُفَوِّضُ أمري اِلَي الله : كار خويش را به خداوند سپردم
كه من كار خود را به يكتا خدا
محول نمودم به ميل و رضا

قدم چهارم
ما يك ترازنامه اخلاقي بي باكانه و جستجو گرانه از خود تهيه كرديم.
حاسِبُوا اَنفُسَكُم بِأعمالِها : اعمال خويش را حسابرسي كنيد
كنون كرد بايد عمل را حساب
نه وقتي كه منشور گردد كتاب

قدم پنجم
در برابر پروردگار،خودمان وانساني ديگر به طبيعت واقعي اشتباهاتمان اعتراف ميكنيم.
إعتَرِفُ لَكِ بِالذَّنبِ العَظيم عَمِلتُ سوءً: پروردگارا به گناه بزرگم اقرار مي كنم،كه من رفتار زشتي داشتم
انكار زيان توست زو كمتر گير
اقرار تو را سود دهد افزون كن

قدم ششم
ما كاملاً آماده ايم تا تمامي نقايص موجود در شخصيتمان را بزدائيم.
رَبنَّا هَب لَنا مِن لَدُنكَ رَحمهً: پروردگارا رحمت مخصوص خود را بر ما عطا فرما
فراموش كرده آن كردن فرازي
شده آماده بهر چاره سازي

قدم هفتم
ما با فروتني از او خواستيم كمبودهاي اخلاقي ما را برطرف كند.
أللهُمَّ إنِّي أسئلُكَ سؤالَ خاضِعٍ مُتَذلِلٍ خاشِعٍ: پروردگارا با كمال فروتني دست نياز به درگاهت آورده ام
رفع بلاي تن و آزار خلق
جز به مناجات و ثناي تو نيست

قدم هشتم
ما فهرستي از تمام كساني كه به آنان صدمه زده بوديم تهيه كرده و خواستار جبران خسارت از تمام آنان شديم.
اَللَّهُمَ اِنّي اَستَغفِركَ وَ اَتوبُ اِلَيكَ مِن مَظالِمَ كَثيرَهٍ لِعبادكَ عندي: پروردگارا من خواهان مغفرت و جبران خسارتهايي هستم كه به بندگانت زده ام
خدا را بر آن بنده بخشايش است
كه خلق از وجودش در آسايش است

قدم نهم
ما به طور مستقيم در هر كجا كه امكان داشت از اين افراد جبران خسارت كرديم،مگر در مواردي كه اجراي اين امر به ايشان يا ديگران لطمه بزند.
لا ضَرَرَ وَ لا ضِرارَ عَلي مُومِنٍ: مومن نه خود زيان مي كند و نه به ديگران زيان مي رساند.
آن كه زيان مي رسد از وي به خلق
فهم ندارد كه زيان ميكند

قدم دهم
ما به تهيه ترازنامه شخصي خود ادامه داديم و هر گاه در اشتباه بوديم سريعا بدان اقرار كرديم.
رَبَّنا اغفِر لَنا ذُنوبَنا: از خطاهايم در گذر
لِساني مُقرَّ بِالذُّنوبِ:زبانم به گناهان معترف است
آب رو ميرود اي ابر خطا پوش ببار
كه به ديوان عمل نامه سياه آمده ايم

قدم يازدهم
ما از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقا رابطه اگاهانه خود با خداوند بدان گونه كه او را درك ميكرديم شده و فقط جوياي اگاهي از اراده او براي خود و قدرت اجرايش شديم.
اِلهي هَب لي كَمالَ الاِنقطاع اِلَيكَ: مرا از غير خود رهايي بخش و به قله وصل خود برسان
دل گفت وصالش به دعا باز توان يافت
عمري است كه عمرم همه در كار دعا رفت

قدم دوازدهم
ما با بيداري معنوي حاصل از برداشتن اين قدم ها كوشيديم اين پيام را به معتادان ديگر برسانيم و اين اصول را در تمام امور زندگي خود به اجرا در آوريم.
يا اَيُّهاَ الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَيكَ مِن رَبِّكَ: اي رسول ما آن پيغام آسماني را به مردم برسان
اي باد بامدادي خوش مي روي به شادي
پيوند روح كردي پيغام دوست داري

 فرآیند شکل گیری اعتیاد

یا تا به حال فکر کرده اید که از زمان آشنایی با مواد اعتیادآور و کسب نگرش مثبت نسبت به این مواد تا زمانی که به یک نفر برچسب معتاد می زنند ، چقدر طول می کشد؟ به نظر شما علائم مصرف و تشدید مشکلات یک شخص در خصوص سوءمصرف مواد ، همزمان با پیشرفت اعتیاد قابل تشخیص است؟ واقعیت این است که روند شکل گیری اعتیاد آنقدر تدریجی و فریبنده است که حتی فردی که زندگی بدون مواد برای او میسر نیست ، وقتی کسی او را با لفظ « معتاد » مورد خطاب قرار می دهد ، ناراحت و به دیدۀ خشم در او می نگرد. پژوهشها نشان داده است: فرایند شكل گیری اعتیاد می تواند شامل سه مرحله باشد :   1) مرحله اول: آشنائی ..... آزمایش؛ شاخص های این دوره عبارت است از:

• احساس موقتی ای از خوب بودن .

• احساس کنترل بر مصرف .

• این عقیده که هر زمان که بخواهند می توانند مصرف را کنترل کنند .

2) مرحله دوم: شك وتردید.....جنگ و ستیز با خود توأم با نظم در مصرف؛ شاخص های این دوره عبارت است از:

• ساختن زندگی بنابر تعقیب و مصرف مواد .

• بارز شدن انکار: پنهان کردن پیامدهای منفی رفتارشان بر خود و دیگران .

• تغییر ارزشها .

• نزول ارزش خانواده ، کار و موضوعاتی از این دست که در گذشته مهم بوده است.

• حسابهای بانکی خالی می شود.

• قرض گرفتن از دوستان به بهانه های واهی شروع می شود.

• اثاثیه و جواهرات به بهایی اندک به فروش می رسد.

• دروغگویی وفریبکاری سبکی اززندگی برای سرپوش گذاشتن بر مصرف مواد می شود.

• صحنه سازی سرقت برای سرپوش گذاشتن بر فروش اموال توسط خود.

• به تدریج آشکار شدن فریبکاریها و آشفته شدن روابط خانوادگی.

• بروز علائم مصرف مثل : نرفتن به سرکار ، غیبتهای بی دلیل از خانه ، تغییرات خلقی سریع ، کوتاهی در پرداخت صورت حسابها ، دزدی از اعضاء خانواده ، دوری از محافل خانوادگی.

3) مرحله سوم: وابستگی ..... احساس عجز برای مقاومت در برابرمصرف؛ شاخص های این دوره عبارت است از:

• احساس عجز برای مقاومت در برابر مصرف.

• اجتناب از پیامدهای کناره گیری و ترک.

• هیچ موضوعی برای جلب توجه فرد مصرف کننده دیگر وجود ندارد، جز مواد.

برخی دیگر از پژوهشگران روند شکل گیری اعتیاد را در چهار مرحله توضیح داده اند . برای مثال مطابق این مدل، وابستگی به سیگار در دانش آموزان به شرح زیر است:

• مرحله آمادگی

• مرحله آ‌غاز

• مرحله شدن

• مرحله نگهداری

در مرحله اول، نگرش لازم به دست می‌آید ولی كوشش جدی جهت مصرف به عمل نمی‌آید این مرحله تا سن 12 سالگی ادامه می‌یابد. در مرحله دوم، نوجوان شروع به مصرف محدود می‌كند یعنی روزی 2 تا 3 نخ سیگار می‌كشد. در مرحله سوم، نوجوان به صورت نامرتب به مصرف سیگار می‌پردازد. خریدن سیگار و انواع ژستهای مصرف را به تدریج امتحان می‌كند.

در مرحله چهارم، ‌مصرف سیگار به صورت مرتب در می‌آید. این مراحل تقریباً، در مجموع دو سال به طول می‌انجامد. « پروچسكا» و همكاران وی ، نوجوانان سیگاری را به سه گروه عمده تقسیم كردند:

1) مقلدین یا همرنگ جماعت

 حساس به جمع، تسلیم در برابر فشار همسالان، احساس عدم اطمینان و اعتماد.

2) تنظیم‌كنندگان عواطف

 بررسی حالات درونی خود، صحبت راحت درباره عواطف و احساسات نامطبوع خود و در صورت عدم كنترل محیط، اقدام به خوردن غذا ، مشروبات الكلی ، یا داروها بدون تجویز پزشك، می‌كنند.

3) تعریف‌كنندگان از خود

 میل دارند استقلال شخصی و سركشی خود را بیان كنند. كوشش دارند خود را به عنوان افرادی خونسرد،‌ خشن، بی‌اعتنا به امر و نهی بزرگترها نشان دهند، بزرگتر از سن خود عمل كرده و آماده ی قبول خطرات هستند.

نظر شما در این خصوص چیست؟

نویسنده : دکتر عزت ا... نیکو زاده

 چگونه از اعتیاد فرزندانمان جلوگیری کنیم؟

پيشگفتار : معضل اعتياد و روند رو به رشد آن به خصوص در بين جوانان زنگ خطر را براي خانواده ها وجامعه به صدا در آورده است . آمارهاي غير رسمي معتادان قابل هضم و درك نيست . وقتي در يك ناحيه كوچك از شرق تهران روزانه بيش از 500 كيلو گرم مواد مخدر ردو بدل شده است . تجسم حجم مواد مصرفي تهران در تصورنمي گنجد . بيش از دو ميليون نفر معتاد و گرايش نسل جوان به مصرف مواد مخدر و محرك هاي مختلفي كه در جامعه فعا لند ، لزوم بازنگري درسياست ها وسيستم هاي كنترلي را صد چندان كرده است.
اگر چه با تحرك اخير نيروي انتظامي ، منطقه خاك سفيد تهران پاكسازي و از لوث وجود شياطين خالي شد كه شايان تقدير است اما تا وقتي كه معتاد هست ، مواد مورد نياز را بهر قيمتي تهيه خواهد كرد و قاچاق چيان و توزيع كنندگان در رنگ لباسي ديگر و در محلي ديگر به فعاليت مخرب خود ادامه خواهند داد . مشكل تنها در عرضه فراوان وارزان موادافيوني است بلكه بايدمسئله اعتياد و معتاد را با ديدي تازه ونگرشي نوبررسي كرد.
تصورات كهنه و آزموده هاي سرتاسر غلط را به دور ريخت و طزحي نو در انداخت .
در دو سه سال اخير با همت و پشتكار مردي وارسته و چهره شناخته شده كه خود طعم تلخ اعتياد و تباهي هاي آن را در ساليان متمادي چشيده و به راه حلي ابتكاري و منحصر به فرد براي ترك اعتياد دست يافته است و همزمان با تشكيل جميت مبارزه با اعتياد و جمعيت آفتاب و شعب آنها در شهرستان ها حركت گسترده و فراگيري آغاز شده و مي رود تا به مفري براي خلاصي دائمي از چنگال اعتياد بدل شود .
به سراغ مهندس دژاكام مي رويم و با همه مشغله و گرفتاري هايش ساعاتي را در كنار او و جمع همكارانش مي گذرانيم . آنچه را كه ملاحظه خواهيد فرمود ، مصاحبه با دبير اجرائي جمعيت آفتاب و ديد گاه هاي ايشان نسبت به اعتياد و راه كارهاي خلاصي از وضع اسفبار موجود است .
× آقاي مهندس ازاينكه دعوت هفته نامه اميد جوان را پذيرفتيد ممنونيم . لطفاً خودتان را بيشتر معرفي بفرمائيد.  
بنده حسين دژاكام يك مسافر !
× شما و همكاران در گفتار ها از كلمه ، مسافر ، بجاي معتادي كه ترك كرده و يا در ترك است استفاده مي كنيد ، ريشه اين انتخاب از كجاست ؟
اعتياد يكسري ويژگي ها در فرد معتاد ايجاد مي كند . ظلمت، ترس، اضطراب ، كفر ، حقارت ودروغ و موارد ديگر به سراغ معتاد مي آيد و معتاد را رها نمي كند . براي رهائي از چنگال اعتياد بايد حركت كرد و اين خصائص را با صفات پسنديده جايگزين نمود . از ظلمت به نور، از ترس به شجاعت ، از اضطراب به آرامش ، از كفر به ايمان از حقارت به سر افرازي و... اين يك سفر دروني و بيروني است كه بايد معتاد انجام دهد تا به مرحله پاكي برسد . بدين لحاظ ما يك ديگر را با كلمه مسافر خطاب مي كنيم .
× به تازگي مجموعه تلويزيوني از سيماي جمهوري اسلامي بنام ،،مسافر ،، پخش مي شود كه در طي قسمت هاي مختلف آن ، گوشه اي از تلاش ها و فعاليت هاي شما در جهت كمك به ترك اعتياد به نمايش گذارده شده است . لطفاً‌ در مورد شكل گيري اين مجموعه توضيح بفرمائيد .
گاهي اوقات مشيت الهي سبب مي شود تا حركت هائي آغاز شده و در نقطه اي با يكديگر تلاقي كنند و سپس مسير مشتركي را در پيش بگيرند كه از قبل براي انسان ها قابل پيش بيني نيست . تهيه كننده و نويسنده مجموعه مسافر ، آقاي مصطفي عزيزي تصميم داشت تا پيرامون اعتياد سريالي را تهيه كند و اسم ديگري نيز براي آن در نظر گرفته شده بود . بر حسب تصادف افتخار آشنائي با ايشان حاصل شد و در نشستي بحث راجع به مسئله اعتياد پيش آمد در انتها بحث ديد گاهشان در مورد اعتياد ، به كلي دگرگون شد و كتابي را كه بنده در زمينه اعتياد نوشته ام مورد مطالعه ايشان قرار گرفت  . سپس اظهار علاقه كردند تا در جلسات شركت كنند . چندين جلسه شركت كردنند وبه تدريج با حقايقي در مورد اعتياد آشنا شدند . در پيامد آن ، آقاي سيروس مقدم كارگردان مجموعه ، در جلسات شركت كردند و  نشست ها و بحث هاي فراواني در گرفت و در ادامه بازيگران منتخب سريال بخصوص سركار خانم پانته آ بهرام (منيژه ) در جلسات متعدد حضور يافتند و با استفاده از راهنمائي هاي مسافري بنام خانم زندي و مدد گيري از دست نوشته هاي ايشان در زمينه اعتياد    ديد گاه تازه اي ازاعتياد را ادراك كردند .
اين بينش جديد سبب شد تا بر خلاف ديدگاه متداول ، مجموعه اي از حقايق از زبان معتاداني كه خود       سالها ست اعتياد را ترك كرده اند تهيه  شود و در اينجا به سهم خودم از شجاعت و شهامت آقاي عزيزي و كليه كساني كه در تهيه اين مجموعه زحمت كشيده اند ، صميمانه تشكر مي كنم .ذهنيتي كه جامعه از يك فرد معتاد دارد يك آدم ژوليده و كثيف است كه در خيابان ها تكديگري مي كنند اما اين تصور عمومي در اين مجموعه دگرگون شد و احراز گرديد كه يك معتاد مي تواند سر و وضع بسيار مرتب و ظاهرآراسته هم داشته باشد . معتاد مي تواند هركس با هر شخصيتي باشد . زن و مرد فرقي نمي كند معتاد در هر لباسي وجود دارد .
× مسئله اعتياد به مواد مخدر دربين قشر جوان و نو جوان به مرز هاي خطرناكي رسيده و حتي مدارس و دانشگاه ها نيز مصون نمانده اند . به نظرشماچه عواملي سبب گرايش جوانان به سمت اعتياد مي شود؟ 
  متاسفانه مصرف مواد مخدر امروزه به صورت يك تفريح ارزان قيمت درآمده كه حتي از بسياري از سرگرمي هاي سالم و انواع ورزش كمتر هزينه دربر دارد از طرفي كنجكاوي و بعضاً چشم و همچشمي بين جوانان و نداشتن سر گرمي مناسب مي تواند انگيزه هاي كاذبي براي گرايش به سمت اعتياد داشته باشد . حتي در اغلب محيط هاي ورزشي هم رد پاي اعتياد را بين ورزشكاران به صورت دوپينگ و انرژي زائي موقت جستجو كرد عوامل بسياري در اين امر دخيلند كه حوصله بيشتري را طلب مي كنند . نقش مافياي بين المللي و تجارت جهاني مواد مخدر كه بالغ بر 500 تا 700 ميليارد دلار در سال سود در بر دارد ، همواره مطرح و تعيين كننده بوده است . البته همجواري ايران با افغانستان كه بزرگترين توليد كننده مواد افيوني در جهان است سبب مي گردد كه مواد مخدر با قيمت پائيني در ايران به دست مصرف كننده برسد كه خود نقش بسزائي در رواج اعتياد بازي مي كند .
× بفرمائيد چه نوع مواد مخدري در بين جوانان ما بيشتر مرسوم و متداول است ؟
در شروع هروئين با فرم هاي مختلف و در ادامه انواع قرصهاي مخدر و روان گردان و توهم زا تا ترياك و شيره و به صورت خوراكي و حتي شربت متادن ، ال اس دي و اسيد روي ورقه كاغذ . كوكائين به دليل گراني زيادچندان در ايران متداول نيست . يك عامل بسيار نگران كننده ،عوارض بسيار سو و غير قابل برگشت در بين كساني است كه براي بار اول از حشيش . ال اس دي و اسيد استفاده مي كنند . نمونه و الگو هاي فراواني از اين افراد وجود دارد كه در اثر يك بار مصرف جايگاه حواس آنان در مغز جابجا شده و ديگر به جاي اول باز نگشته است . مركز افكار وانديشه تغيير جا داده است اما پس از غنثي شدن اثر مخدر ، برنگشته و حالا در كنج خانه يا بيمارستان افتاده اند و تا آخر عمر مجنون و ديوانه باقي خواهند ماند . نامه هاي زيادي ازسوي خانواده هاي اين افراد به من مي رسد با موارد زيادي از نزديك برخورد كرده ام كه متاسفانه راه حل پزشكي براي آنان وجود ندارد . قصد ايجاد ترس و واهمه ندارم . گفته هايم هشداري است براي جواناني كه تصور مي كنند با يك بار كشيدن حشيش يا استعمال ال اس دي يا اسيد هيچ اتفاقي برايشان نخواهد افتاد .
× لطفاً بفرمائيد كه خانواده ها از چه طريق مي توانند كنترل و نظارت بر عملكرد فرزندان در زمينه اعتياد داشته باشند و اگر خداي ناكرده فرزندي در ابتداي راه اعتياد است ، چه علائم و نشانه هائي دارد كه به كمك آنها اعتياد او را تشخيص دهند ؟
اين كه بخواهيم تخم بد بيني و ترديد را در خانواده بكاريم والدين را به نقش مامور تجسس فرزندان در آوريم اصلاً درست نيست بلكه تربيت صحيح و اصولي توام با آگاهي و بينش درست والدين است كه مي تواند بهترين ناجي براي جلو گيري ازآلودگي به اعتياد باشد و اتفاقاً درد همينجاست كه خانواده ها و اجتماع ، قبل از هر چيزي بايد خود آموزش صحيص ببينند و اعتياد را درست بشناسند نه آنكه بر پايه يك سري باورهاي غلط و تصورات بي پايه و اساس ، اعتياد و معتاد را تعبير و تفسير كنند . عكس العمل هاي نادرست در مقابل فرد معتاد ، كار را بهتر نمي كند هيچ بلكه بلكه صد درجه بدتر هم مي كند . آنهائي كه بخواهند تشخيص دهندكه فرزندشان گرفتار هست يا خير ؟ تشخيص ، پيشكششان . آنهائي كه  به فرض تشخيص دادند چون هيچ دانشي راجع به اعتياد ندارند ، بدتر خرابكاري مي كنند .
× پس در واقع قبل از آنكه بخواهيم به كشف معتاد و درمان وي بپردازيم ، لازمست به شناخت اعتياد و مسائل جانبي آن پرداخته شود . همينطور است ؟
بله همينطور است . قريب دو سال است كه در هر سخنراني و يا هر تريبوني كه امكانش باشد ، فرياد مي كنم كه اي مسئولين ،صورت مسئله اعتياد و روش درمان آن را به طريقه اصولي به خانواده ها آموزش دهيد . مثالي بزنم . هفته پيش خانم جواني كه به تازگي به دليل اعتياد همسر متاركه كرده و خود نيز توسط وي معتاد شده بود به نزد من آوردند . پدر اين خانم با بينش غلط و القائاتي كه به وي شده بود ، براي انكه دخترش را از اعتياد نجات دهد ،اورابا طناب محكم به تخت بسته و در اثر فشار طناب و تقلاي دختر ، هر دو مچ دست او بشدت مجروح و دچار ضايعات فراواني شده بود . خوب اين پدر فكر مي كرد كه مثل بعضي فيلم ها تنها راه نجات دخترش اين است كه اورا به تخت ببند دكه يا بميرد و يا از اعتياد خلاص شود . بسياري همين افكار را دارند كه تنها راه نجات از اعتياد ، بستن به تخت يا زنداني كردن در زير زمين يا با كتك و ضرب و شتم است و يا اگر دلشان نيامد ، تحويل بازداشتگاه بدهند و اگر پول دارند ، از طريق آگهي هاي ترك اعتياد چند روزه تضميني ، قرصي يا شربتي گرفته و به ظاهر ترك كنند و دوباره چندي بعد همان آش و همان كاسه تكرار شود تا بالاخره جهل و تعصب كور سبب شود كه فرد معتاد ازخانه و كاشانه بيرون رانده شده يا جان خود را سر اين كار بگذارد . اينست كه به جرات مي توان گفت كه ما راه درمان معتاد و روش صحيح ترك اعتياد را بلد نيستيم و فقط ادعا مي كنيم كه مي دانيم وهيچ نمي دانيم .
× آقاي مهندس دژاكام شما اشاره به باورهاي غلط اجتماعي در مورد اعتياد و فرد معتاد كرده ايد ؟ و چرا نادرست است ؟   
ببينيد ، باور غالب اجتماعي اينست كه شخص معتاد موجودي است ، كثيف ، انگل، دزد ، نفرت انگيز و مجموعه اي از رذائل و خصوصيت  هاي منفي كه در يك انسان مي تواند وجود داشته باشد ، در معتاد متجلي است . بر پايه اين ديدگاه بايد از فرد معتاد حذر كرد و با نفرت و انزجار او را از جامعه دور كرده و يا نابودش ساخت . رفتار اجتماعي با معتادين توام با نفي و طرد ، نفرت و انزجار ، تحقيرو تخفيف و خلاصه به شكل بر خورد با مجرم خطر ناكي است كه عدم اش به از وجود .
اگر چه عوارض ثانويه اعتياددر بين گروهي از معتادين كه به دليل فقر و تنگدستي امكان تامين هزينه زندگي خود را ندارند ،سبب مي شود كه براي خرج اعتياد خود دست به هر كاري بزنند ، نسبت به سر و وضع و بهداشت فردي بي تفاوت شوند و در يك كلام مشمول تمام صفاتي كه جامعه به معتادان نسبت مي دهد با شند اما اين عموميت ندارند و اكثريت معتادان را شامل نمي شود . معتاد قبل از اينكه يك مجرم باشد يك بيمار است و اين رفتارهاي غلط اجتماعي و عملكرد نا درست ديگران است كه به جاي تلاش براي رفع درد و مرضش ، اورا به وادي خلاف سوق مي دهد . خوشبختانه دو سالي است كه در قوانين تجديد نظر شده و به عنوان مجرميت معتاد به شرطي كه اقدامات درماني را شروع كرده باشد ، حذف گرديده اما باورهاي اجتماعي فرقي نكرده و در زمينه آموزش اجتماعي و بخصوص خانواده ها تلاش چنداني صورت نگرفته است .
 برگ زريني كه در سريال تلويزيوني ، مسافر ، به بينندگان آن عرضه شد شكستن قسمتي از همين باورهاي غلط بود. گفتم معتاد هركسي مي تواند باشد . يك متخصص ، يك مهندس ، يك پزشك ، يك صنعتگر و الي آخر.
 پس چگونه اجتماع همه را با يك چوب رانده و در قالبي پست و حقير مي گنجاند ؟ با اين ميزان شيوع اعتياد بين دانشجويان و حتي در شاخه هاي علوم پزشكي ، اگر امروز به فكر راه چاره باشيم فردا با جماعتي فارغ التحصيل معتاد سرو كار داريم و قبل از آن كه قادر به علاج دردهاي مردم باشند ، ديگري بايد درد خود آنان را مداوا كند.
× پس جناب مهندس ، دوباره به سر خط بر مي گرديم و از پايه شروع مي كنيم . لطفاً بفرمائيد كه اعتياد چيست ؟
من 17 سال تمام ، اعتياد را با گوشت، پوست ، استخوان و تمام وجودم لمس كردم . به كليه حالات و روحيات يك معتاد واقف هستيم .رفتار هاي اجتماعي از خانواده خودم  گرفته تا بستگان ، دوستان و ..... را به خوبي مي شناسم . بارها تلاش كردم تا اعتيادم را ترك كنم اما نشد . دست به دامان خيلي از پزشكان شدم .هر روشي كه براي اعتياد بود تجربه كردم و زماني كه مستاصل و درمانده شده بودم ، ندائي دروني مرا به خود اورد تا به جاي التماس ودست نياز به سوي اين و آن بردن ، خودم ناجي خودم شدم بر پايه يك بينش علمي و اصولي ، به تجزيه و تحليل اعتياد پرداختم و به جائي سيدم كه نه تنها اعتياد هفده ساله را ترك كنم بلكه  اين سعادت نصيبم شد تا مجموعه ساليان دراز مطالعات و تحقيقاتم را در قالب كتابي به جامعه تقديم كنم .
اصولاً كسي كه معتاد نبوده ، به هيچ وجه نمي تواند حالات روحي – رواني واحساسي فردي را كه گرفتار دام اعتياد است به درستي درك كند و چون نمي تواند پس معيار و باورهاي او ، تنها القائات و دانسته هاي ناقصي است كه دركتاب ها خوانده يا در فيلم هاد يده و اين ور آن ور شنيده است . با اين بينش ، چگونه مي توان انتظار داشت كه اين فرد ولو پزشك متخصص هم باشد ، بتواند راه علاج و درمان قطعي اعتياد را به ديگران عرضه كنددر حالي كه چه بسا در دوران تحصيلي واحي هم در زمينه اعتياد نگذرانده باشد ؟  آنچه كه سبب مي گردد كه روش هاي مختلف ترك اعتياد كمتر ثمر بخش و مفيد فايده باشد ، همين نكته ظريف است . قصدم نفي تلاش ها و زحمات ديگران نيست بلكه آنچه را كه واقاً در عمل مي بينيم اينست كه  با اين روش ها معتاد ظاهراً درمان شده است ولي چندي بعد مصرف مواد را شروع مي كند .
بهتر است بگويم كه  اين روش هاي مرسوم ترك اعتياد ، بيشتر جنبه موقتي و دلخوشي دارند تا درمان قطعي و دائمي آن و نتيجه اش شمار روز افزون معتادان است . معتاد به ترياك، امروز ترك مي كند و فردا با هروئين شروع مي كند . حتي روش هائي مرسوم به ترك اعتياد در چند روز و ترك تضميني و ترك يا طب سوزني و غيره كه در قالب آگهي هاي مطبوعاتي عرضه مي شود ، بيشتر از آنچه از تعداد معتادان بكاهد ، به جمعيت معتادن افزوده است زيرا نا خوسته القا مي كند كه ترك اعتياد كار ساده اي است پس نبايد زياد نگران بود . اين بزرگترين بد آموزي در زمينه اعتياد است كه بايد با آن برخورد شديد قانوني شود . من در همينجا به جوانان و خانواده ها هشدار مي دهم كه همه اين ادعاها ، دروغ وفريبي بيش نيست و بيشتر قصد خالي كردن جيب مردم را دارند تا درمان اعتياد .
اعتياد به موادمخدر ، يك نوع بيماري است كه بر اثر عدم آگاهي و توسط خود شخص معتاد بوجود مي آيد و در طي آن در اثر مصرف مواد مخدر مكانيزم هاي حياتي بدن از تعادل طبيعي خارج شده و فعاليت        قسمت هائي از آن بصورت اشكار يا پنهان دچار اختلال ، كم كاري و يا عدم فعاليت مي گردد .
اعتياد را بايد در سه مقوله جسم ، روان و جهانبيني بررسي كرد . در مبحث اعتياد جسماني . علوم پزشكي تحقيقات گسترده و فراواني به عمل آورده و عوارض جسمي انواع مواد مخدر شناخته شده و مطالعات آكادميك كاملي براي هر الگوي تخديري وجوددارد . اما نكته اي كه كمتر در باب اعتياد به آن پرداخته مي شود مكانيزم و سازو كار بدن انسان از نظر بيوشيمي و تغييرات مراكز توليد مواد مخدر طبيعي كه به ان مواد شبه افيوني مي گوئيم و عكس العمل هاي متفاوت بدن در مراحل مختلف اعتياد است .
كم توجهي به اين مطلب سبب گرديده كه در روش هاي متداول ترك اعتياد، فرصت برگشت به حالت تعادل اوليه مواد شبه افيوني به بدن فرد معتاد  داده نشود . عيب كار در همين جاست . به عنوان مثال در زمينه اعتياد به ترياك كه خود مجموعه اي از آلكالوئيد هاي مخدر است ، بدن انسان احتياج به زماني حدود ده ماه دارد تا بتدريج نياز طبيعي بدن به موااد شبه افيوني را بازسازي  كند . چنانچه در اين زمان طولاني نياز بدن از بيرون تامين نشود ، عوارض شديد روحي و جسمي به جاي خواهد گذاشت كه در بسياري از موارد قابل جبران نيست . 
مگر مي شود بدني راكه چندين سال از بيرون مواد مخدر دريافت كرده و در نتيجه توليد مواد شبه افيوني متوتقف و تعطيل شده است به يكباره وادار به فعاليت و توليد دوباره كرد ؟ كساني كه فكر مي كنند با بستن و زنداني كردن معتاد ( روش سقوط ازاد يا بهتر بگويم روش يابوئي – زور درماني – شلاق درماني -  طناب درماني ! ) پس از گذشت سه روز اعتياد بر طرف مي شود ، بدانند كه چنين نخواهد شد و اين فرد هر زماني كه آزاد شود و امكان دسترسي به مواد مخدر پيدا كند ، در مصرف آن درنگ نخواهد كرد چون اختيارش دست خودش نيست . چنين روش هائي در مورد يك معتاد يا درواقع يك بيمار ، نوعي جنايت ناشي از عدم درك و آگاهي نسبت به اعتياد است كه متاسفانه با ساختن يكسري فيلم ها و القائات نا درست ، در ذهن جامعه و مسئولان رسوخ كرده است .
× پس با اين حساب كساني كه ادعا مي كنندكه مثلاً ظرف يك هفته معتاد را معالجه مي كنند دروغ  مي گويند ؟
البته پزشكان حاذق و شرافتمندي هستند كه در زمينه ترك اعتياد تلاش مي كنند و صادقانه مشكلات و مسائل را با بيمار و همرامانش در ميان مي گذارند و بي جهت به آنان اميدواري نمي دهند اما كساني نيز هستند كه با فريب و نيرنگ بيمار را خام مي كنند و به قصد سر كيسه كردن به او اطمينان مي دهندكه ظرف چند روز كاري خواهند كرد كه براي هميشه اعتياد را كنار بگذارند . بعد از آنكه اعتماد فرد بيمار جلب شد آن وقت با لطايف الحيل بابت قرص ها ، كپسول  و شربت هاي دست ساز مبالغ گزافي ازوي مي گيرند و متقاعدش      مي كنند به جاي مصرف مواد مخدر ، منبعد قرص و كپسول و شربت بخورد . در واقع يك اعتياد را با اعتياد ديگر جايگزين مي كنند كه عواقب آن بمراتب بدتر و خطر ناكتر از اعتياد اوليه است . در اين خصوص تحقيقات مفصلي به عمل آمده و بطور مشروح در مقاله اي با عنوان ،، مساله اعتیاد،، و همينطور،، كتاب عبور از منطقه 60 درجه زير صفر ،، مطرح كرده ام و در مبحث روش هاي ترك اعتياد ، راجع به اين مساله بيشتر صحبت خواهيم كرد .
× جناب دژاكام ، در ادامه لطف بفرمائيد راجع به مواد شبه افيوني كه در بدن توليد مي شود و همچنين روش هاي ترك و راههاي درمان بيماران معتاد برايمان بگوئيد .
تا به حال به آنچه كه در مورد اعتياد به مواد مخدر مطرح شده راجع به عوارض مصرف اين مواد بوده خواه عوارض اجتماعي  وخواه عوارض فردي روي بيمار معتاد اما كمتر صحبت از عوارض و مضرات ترك اعتياد شده است . در واقع تمام تلاش جوامع و حتي پزشكان معطوف به آنست كه بيماران معتاد هرچه سريعتر ترك كنند بدون آنكه به عوارض بعد از اعتياد توجه چنداني شود . آنچه كه بعد از قطع مواد مخدر در بيمار مشاهده مي شود ، به عوارض يا عكس العمل هاي آشكار تعبير كرده ام .
به عنوان مثال يك بيمار معتاد به ترياك يا هروئين ، بعد از ترك دچار اسهال ، تعريق ، عطسه مكرر ، استخوان درد ، بي خوابي و ... مي شود كه براي پزشك و خود بيمار و اطرافيانش قابل مشاهده و تشخيص است . اكثر اين عوارض به خودي خود ظرف مدت 1 تا 2 هفته بر طرف مي گردد . همين مورد اسهال كه اشاره شد ، ناشي از بيماري ميكروبي و عفوني نيست و يا درد استخوان بيمار ناشي از روماتيسم نيست و اگر عطسه مي كند علت آن سر ماخوردگي نيست و يا  بي خوابي بيمار مربوط به اختلالات روحي و رواني نيست بلكه صرفاً در اثر عدم مصرف مواد اختلالاتي در متابوليسم بدن ايجاد شده و در واقع اين عدم تعادل هورموني بدن بيمار است كه باعث اين عوارض شده اما در مقابل پزشك متخصص چه مي كند ؟
براي كاهش اين عوارض داروهائي تجويز مي كند كه در عين داشتن تاثير براي بيماري هاي خاصي طراحي و ساخته شده اند نه عوارض ناشي از ترك اعتياد .
واقعيت اينست كه در اين مدت 1 تا 2 هفته هر گونه دارو درماني وغير داروئي جواب مثبت مي دهد. آنكه متخصص طب سوزني است مي گويد روش وي بيمار را معالجه كرده است و راست مي گويد . آنكه متخصص هيپنوتيزم است عيناً همين ادعا را دارد و اوهم راست مي گويد . انكه در اين 2 هفته بيمار را زنداني كرده و شلاق زده او هم مدعي است كه بيمار را معالجه كرده است . همه ظاهراً راست مي گويند ولي اين خود سيستم بدن انسان است كه پس از گذشت حدود 2 هفته ، عوارض را تقليل داده يا خنثي كرده است .
آنچه گفته شد عوارض آشكار ترك اعتياد و درمان بيمار بود كه اكثر پزشكان تا حدي مي دانند و مي گويند كه چون بيمار مصرف مواد را قطع كرده و مدت 2 هفته هم عوارض آنرا كم و بيش گذرانده پس درمان شده و اعتياد وي برطرف شده است . اين مقطع را اكثراً به غلط مرحله سم زدائي مي نامند. اين واژه غلط سم زدائي همه را گمراه كرده است . از بيماران معتاد گرفته تاخانواده ها ، متخصصين ، مسئولين والي آخر.
مساله سميت مواد مخدر يك امر نسبي است ، به عنوان مثال خوردن 1 تا  5/1ترياك براي يك فرد سالم ، كشنده ومرگ آور است و در صورت استفاده بايد فوراً شخص را به پزشك رساند تا با شستشوي معده و داروهاي خنثي كننده اثر ترياك ، به اصطلاح از بدن بيمار سم زدائي شود . وقتي يك شخص معمولي اين مقدار ترياك را مصرف كند ، بدنش دچار اختلال و بر هم خوردن تعادل هورموني مي شود اما در مورد يك بيمارمعتاد عكس اين قضيه صادق است چون اگر از مواد مخدر مصرف نكند دچار عدم تعادل خواهد شد . هم عوارض و گرفتاري هاي بيماران معتاد در مرحله ترك از عدم مصرف مواد ناشي مي شود نه مصرف مواد .
تا اين جا عوارض و عكس العمل اشكار ترك اعتياد از نظر فيزيكي وفيزيولوژي مطرح شد و فعلاً كاري به روان و جهان بيني نداريم . اين عكس العمل هاي آشكار كمتر از 5% بار درمان معتاد را شامل مي شود . 95% بقيه مربوط به اختلالات يا عكس العمل هاي پنهان است كه اصلاًبه آن توجهي نمي گردد . از اين جهت به آن پنهان مي گوئيم كه از نظر شخص بيمار ، پزشك و خانواده مخفي است . البته پزشكاني هستند كه به اين مطلب آگاهي كامل دارند و در بعضي كتابهاي پزشكي درج شده و موضوع جديدي نيست .
عكس العمل هاي پنهان به مواد شبه افيوني بدن انسان مرتبط است . مواد شبه افيوني ، مخدرهاي طبيعي هستند و بيشتر توسط سلسله اعصاب مركزي و قسمت هاي مختلف مغز توليد مي شوند و سيستم هاي ضد درد ، خواب ، شجاعت ، ترس ، پرخاشگري ، شادابي يا خمودگي و كليه واكنش هاي رواني را تحت كنترول دارند . مثلاً يك شادابي و نشاط كسانيكه ورزش مي كنند در همين ازدياد ترشح برخي مواد شبه افيوني بدن آنان در مقايسه با سايرين است .
تا سال 1997 ميلادي بيش از 12 تركيب شبه افيوني در قسمت هاي مختلف سيستم عصبي انسان شناخته شده است كه مهمترين آن بتا اندروفين ، متا انكفالين ، لو انكفالين و دينورفين هستند . از آنجا كه ورود مواد مخدر به بدن سبب بي نيازي متا بوليكي به مخدر هاي طبيعي مي شود بنا بر اين قسمت هاي سازنده اين تركيبات غير فعال شده و به تدريج تحليل رفته و از كار مي افتند .
با قطع سريع مصرف مواد ، چون نيازبدن به مواد شبه افيوني از بيرون تامين نمي شود و سيستم هاي دروني هم از كار افتاده اند پس عوارض كمبود مخدرهاي طبيعي در شخص بروز مي كند كه عبارتند از : افسردگي ، تنبلي و زود خسته شدن ، گريه كردن ، عدم ميل به زندگي ، افزايش ميل جنسي توام با ناتواني جنسي ، بي خوابي ، ترشح بزاق چسبناك ، پرش عضلات دست ها و پاها ، گرفتگي و اسپاسم عضلاني و مواردي ديگر .
اشتباهي كه تاكنون صورت گرفته اينست كه عوارض را عوارض روحي و رواني مي پندارند و مي گويند كه عوارض جسمي ( عوارض آشكار ) همان 2 هفته اول بود و حالا اين مشكلات مربوط به روح و روان بيمار معتاد است. اين برداشت كاملاً نادرست است زيرا اين عوارض ريشه در جسم بيمار دارد نه روان او . سيستم توليد مواد شبه افيوني از كار افتاده و از بيرون بدن هم جايگزين نمي شود در نتيجه مثالاً بيمار افسردگي دارد . اگر اين عوارض ناشي از عوارض رواني باشد ، قدر مسلم براي مداواي آن حداقل چند ماهي وقت نياز است حال آن كه به محض مصرف كمي مواد مخدر و ايجاد تعادل در مواد شبه افيوني مورد نياز بدن ، فوراً شخص به حالت عادي بازمي گردد .
فردي كه پس از ترك اعتياد كه ظاهراً دچار اختلالات رواني شده و قصد خودكشي دارد ، به ديگران تهاجم مي كند ، اسباب و اثاثيه منزل را مي شكند و صد ها خطاي ديگر چطور مي شود كه با خوردن يك حب ترياك دوباره نرمال و عادي مي گردد ؟ اين مخدر روي جسم او اثر مي گذارد يا روي روان او ؟ غير از اين است كه اين عوارض ريشه در جسم بيمار دارد و با رسيدن به تعادل هورموني ، همه اشكالات به ظاهر رواني برطرف مي شود ؟
قبل از ورود به بحث روش هاي متداول ترك اعتياد و درمان بيماران معتاد ، دسته بندي انواع بيماران معتاد را بررسي مي كنيم . معتادين به سه گروه تقسيم مي شوند . اولين گروه كساني هستند كه به صورت تفنني و تفريحي مواد مخدر مصرف مي كنند . اين گروه را ما نامزد هاي اعتياد مي گوئيم . دليل آنهم اينست كه اين افراد تصور مي كنندكه مصرف تفنني و گاهگداري مخدر ها خطري ندارد و معتاد نمي شوند اما غافل از ان هستند كه تمام معتادان حرفه اي اول به صورت تفريحي شروع به مصرف مواد كرده اند . اصولاًهيچ آدم عاقلي تصميم نمي گيرد كه معتاد شود و از فردا شروع به مصرف دائمي مواد مخدر كند            بلكه اول گريز مي زند بعد ي كريز ! 
نامزد هاي اعتياد به تدريج جزو معتادان حرفه اي مي شوند و راه گريزي ندارند. دروازه ورود به اعتياد ، مصرف تفريحي مواد است  .
اين نامزدها زماني بخود مي آيند كه اسير دام اعتياد شده اند . مهمترن و واجب ترين مساله براي اين گروه پيشگيري از اعتياد حرفه اي آنان است . اگر از نظر علمي و عقلي براي اين دسته توجيه شود كه قطعاً معتاد خواهند شد آن وقت حواسشان را بيشتر جمع مي كنند و دست به عصا راه خواهند رفت و در عملكرد خود تجديد نظر مي كنند . دادن اطلاعات و آگاهي هاي لازم از طريق رسانه هاي عمومي در مورد اعتياد ، كمك موثري براي جلوگيري از ادامه راه اين گروه به شمار خواهد رفت .
گروه دوم معتادان كساني هستند كه اعتياد را دوست دارند و خيال مي كنندكه اعتياد را دوست دارند و خيال مي كنندكه اعتياد براي آنان كاري انجام مي دهد و يا در اعتياد غرق شده اند . اين دسته را بايد مهار كرد و از رفتارهائيكه سبب تحريك آنان مي شود خودداري نمود . آنچه كه در بيست سال گذشته نسبت به اين معتادان روا شده نادرست بوده و هر نوع ممانعت و اقدامات بازدارنده سبب تشديد علاقه آنان به اعتياد گرديده است . با اين گروه بايد مدارا كرد و به تدريج زمينه هاي رشد فكري و افزايش دانش و آگاهي هاي لازم در مورد اعتيادرا برايشان فراهم ساخت .
علاقه مندان به مصرف مواد مخدر را اگر زندان كنندكه كردند، اگر شلاق بزنند كه زدند ، اگر شور آباد و جزيره تبعيد كنندكه كردند ، با هر شرايطي دست از اعتياد بر نخواهند داشت بلكه بيشتر جري خواهند شد. اين دسته مي گويند : زندانش را كشيديم ، چرا خودش را نكشيم ؟ كتكش را خورديم ، چرا خودش را نخوريم ؟
و به محض آزادي از قيد و بند ، اعتياد سابق را با شدت بيشتر ادامه خواهند داد . اگر در زندان باشند با يك سرنگ 300 نفر مشتركاً ماده مخدرتزريق مي كنند و همه مبتلا به ايدز يا هپاتيت مي شوند كه شدند .
اگر در بيرون به آنان سرنگ نفروشند ، كنار بيمارستان ها از سرنگ هاي مصرف شده استفاده ميكنند . نتيجه اين تزريقات آن خواهد شد كه يك معتاد عادي در اين دسته تبديل به معتاد ايدزي ، معتاد هپاتيتي ، معتاد مسلول و .... مي گردد . كدام بهتر است ؟ يك اعتياد ساده يا معتادي با هزار درد و مرض كه جامعه را تهديد مي كند؟ لزوم بازنگري در قوانين و تصحيح ديدگاه ها در خصوص معضل اعتياد ، راه كار منطقي و علمي در برخورد با اين دسته از معتادان خواهد بود . مسئولان بايدبين بد و بدتر يكي را انتخاب كنند كه تاكنون با زور و قوه قهريه چند نفر از اين معتادان را واقعاً ترك داده اند ؟
گروه سوم از معتادان كساني هستند كه بهر دليل مي خواهند اعتيادشان را ترك كنند و خواستار رهائي ازاعتياد هستند. اغلب افراد اين گروه بار ها با روش هاي مختلف اقدام به ترك كرده ولي موفق نبوده اند . براي اين گروه بايد اقدامات درماني را با روش صحيح و اصولي انجام داد نه روش هائي كه هزارن بار آزموده شده ولي بي فايده بوده است .
*آقاي مهندس دژاكام ، جامعه بيماران معتاد همواره براي انتخاب يك روش اصولي ، منطقي وعملي جهت ترك واقعي اعتياد با مشكل روبرو هستند . چه روش هائي براي ترك وجود دارد و روش پيشنهادي شما چيست ؟
امروزه در اكثر كشور هاي پيشرفته دنيا ، اعتياد را به عنوان يك واقعيت اجتماعي پذيرفته اند و تلاش مي كنند تا توزيع مواد مخدر مورد نياز بيماران معتاد را از طريق نسخه پزشكان و دارو خانه ها تامين كنند نه اين كه به دست قاچاقچيان و اعمال آنان بسپارند تا علاوه بر تقلب و افزودن تركيبات خطر ناك به جاي مخدر اصلي ، بزهكاري هاي اجتماعي و فساد را در جامعه ترويج دهند . در حالي كه قاچاقچيان خرده پا براي تامين خرج اعتياد و كسب درآمد ، در مد ارس و دانشگاه ها به دنبال مشتريان جديد مي گرند و روز به روز به تعداد جوانان آلوده اضافه مي كنند، توزيع مواد مخدر توسط سيستم داروئي و تحت نظارت دولت و مراجع ذيصلاح مانع بروز ناهنجاري هاي اجتماعي بيشتر و كنترل معضل اعتياد خواهد شد .
علني تر و آشكار تر مي گويم . شايسته است تا مسئولان امر و دولت نظير بعضي از كشورها ، با گروه بندي مواد مخدر در دسته هاي 1- مخدر هاي سنگين ( ترياك – شيره – هروئين-  مورفين – كوكائين ) 2- مخدر هاي خطر ناك مصنوعي ساخته شده در لابراتوار ها ( LSD يا اسيدها و ... ) 3- مخدر هاي سبك ( حشيش – گراس – چرس و ...) با قدرت و شهامت توزيع بعضي از مواد مخدر را در دست گيرند

و توسط داروخانه ها يا مراكز شناخته شده و تحت كنترل نياز چند ميليون بيمار معتاد را تامين كنند. در كنار آن با آموزش صحيح و اصولي در جامعه ، مانع افزايش شمار معتادان و تشويق و ترغيب بيماران معتاد به ترك اعتياد شوند .
اگر اين كار انجام شود ، مي توان با ثبت سوابق معتادان و كنترل ميزان مصرف آنان و استفاده از روش هاي ترك اصولي و علمي اعتياد ، به شكل مطلوب و بدون اعمال زور و قوه قهريه ، جمع كثيري از اين چند ميليون معتاد فعلي را در يك مقطع زماني كمتر از يك سال نجات داد و بيماران معتاد كه نيازشان به مواد با قيمت ارزان و تحت كنترل دولت تامين مي شود ، ديگر نزد قاچاقچي و مواد فروش نمي روند و نسل اين   انگل ها نيز برچيده خواهد شد .
يكي از باورهاي غلط اجتماعي اين است كه مي گويند معتادان غيرت و اراده ندارند و اگر يك جو اراده در وجود آنان باشد ، اعتياد خودرا ترك مي كنند . اين بينش غيرمنصفانه و ضد اخلاق از ذهن كساني تراوش مي كند كه هيچ اطلاع و آگاهي از مساله اعتياد ندارند . بيماران معتاد نظير ساير انسان ها داراي اراده و غيرت و شرف هستند . اگرچه اعتياد بعضي از خصلت هاي انساني را تضعيف مي كند اما به معناي نفي و عدم وجود اين صفات در معتادان نيست .
شايد فقر و تنگدستي و مخارج سنگين اعتياد سبب شود تا اقليتي از بيماران معتاد به خفت و خواري و ذلت تن در داده و آلوده خلاف كاري ها شوند اما اين مساله عموميت ندارد و اكثريت از اين رذايل مستثني هستند . ترك اعتياد به يك دانه جو اراده و غيرت نياز ندارد بلكه شدت عوارض دردهائي كه يك بيمار معتاد در حين ترك غير اصولي تحمل كند ، از توان هر انسان صاحب اراده اي هم خارج است تا چه رسد به بدن تخريب شده يك معتاد .
با اين مقدمه ، به روش هاي ترك اعتياد به مواد مخدر مي پردازيم . آنچه كه در اين مبحث مطرح مي شود شامل اعتياد به مواد مخدر نظير ترياك ، هروئين ، شيره ، كوكائين ، مرفين و اكثر مخدر هاي داراي منشا گياهي و يا نيمه صناعي است . انواع قرص هائي كه دسته اي از معتادان همراه با مخدر هاي ديگر و يا به تنهائي مصرف مي كنند به دليل عوارض بسيار خطر ناك قطع مصرف آنها ، بطور جداگانه  بررسي خواهد شد .
سه روش متداول ترك اعتياد وجود دارد : 1- ترك اعتياد با قطع سريع مصرف مواد مخدر بدون استفاده از دارو 2- ترك اعتياد با قطع سريع مصرف مخدر و استفاده از دارو 3- ترك اعتياد به روش سنتي با كاهش تدريجي مصرف مواد مخدر .
1- در روش اول ، بيمار به يك باره مصرف مواد را قطع مي كند بدون آنكه دارو يا تركيبي را جايگزين مصرف مواد بكند . به اين روش ترك ؛ سقوط آزاد ؛ يا ترك يابوئي گفته مي شود . از اين جهت آن را ترك يابوئي مي گويند كه در واقع تحمل عوارض و درد هاي ناشي از قطع سريع مواد به حدي است كه قدرت و توان حيواني چون يابو را طلب مي كند اما بهتر است كه به جاي اين اصطلاح نامانوس ، از واژه ترك سقوط آزاد استفاده شود .
در روش ترك سقوط آزاد به علت قطع مصرف مواد ، مرحله عكس العمل هاي آشكار كه 1 تا 2 هفته طول مي كشد بسيار سخت و طاقت فرسا خواهد بود اما نشدني نيست و كساني هستند كه اين عوارض را تحمل     مي كنند . بزرگترين عيب اين روش اينست كه يك شوك مخرب جسمي و روحي به بيمار وارد مي گردد .
سيستم هاي توليد مواد شبه افيوني در بدن ، حدود ده ماه زمان نياز دارند تا باز سازي شوند لذا پس از گذرا نسختي هاي دو هفته اول ، مشكلات بي خوابي – افسردگي – كم حوصلگي – گريه كردن – كند ذهني فراموشي تنبلي – عدم ميل به زندگي و غيره در بيماران وجود داشته و طي اين مدت شخص قادر به كار كردن نيست و يا راندمان كاري مساعدي ندارد . حتي تجويز مي كنن دكه در اين در اين دوره ده ماهه شخص را بيشتر تنها بگذارندو تختخوابش را جدا كنند .در اين مدت به علت عدم تعادل جسمي و رواني ، بيمار نبايد تصميمات سرنوشت ساز بگيرد .
    شوك مخربي كه در اين روش به بيمار وارد مي شود ، سبب مي گردد كه بعضي از قسمت هاي توليد كننده مواد شبه افيوني بدن چه بسا تا آخر عمر هيچ وقت فعال نشود . اين مطلب به تائيد پروفسور آرتور گايتون رسيده و در عمل ما هم به اين تجربه رسيده ايم كه بين كساني كه با روش سقوط آزاد ترك كرده اند درصد كمي به مرحله تعادل پايدار مي رسند و اكثراً دچار عدم تعادل در دراز مدت هستند و يا به تيك هاي عصبي دچار مي شوند .
    2- روش ديگرترك “ شبه سقوط آزاد “ است . بدين ترتيب كه پس از قطع فوري مصرف مواد و در طول يك هفته اول ، براي كاهش عوارض و دردهاي بيمار از دارو استفاده مي شود . اين همان روش رايج        بين العملي منجمله در ايران و همچنين اگهي هاي ترك اعتياد است . به دليل ناديده گرفتن زمان ده ماه بازسازي سيستم هاي توليد مواد شبه افيوني در بدن اين روش فرق چنداني با روش سقوط آزاد و عوارض حاصل از آن ندارد . مثال علمي آن اينست كه در روش روش سقوط آزاد شخص از بالاي ساختمان ده طبقه به پائين مي پرد ولي در شبه سقوط آزاد كمي تخفيف داده و ازيكي دو طبقه پائين تر سقوط مي كند .
  3- روش بعدي ترك اعتياد ، كاهش تدريجي مصرف مواد است كه به آن “ ترك سنتي “ گفته مي شود و از زمان هاي قديم تاكنون مرسوم بوده است . در ترك سنتي ، هر روز مقداري از مصرف مواد مخدر كم       مي شود تا بتدريج به صفر برسد . مثلاً مقداري ترياك يا شيره را در ظرف آبي حل كرده و سپس به جاي مصرف مواد ، روزانه چند پيمانه مشخص از اين شربت مي خورند و به جاي مقدار خورده شده آب مي ريزند تا شربت رقيق تر شود .
     اگر مقدار مواد مخدر در شربت اوليه طوري انتخاب كه ظرف حدود 15 روز مصرف مواد مخدر به صفر برسد در واقع مشابه ترك سقوط آزاد خواهد بود ولي اگر با حجم و مقدار بيشتر شربت عمل كنند به طوري كه بيش از 40 روز طول بكشد در اين صورت نتيجه بهتري عايد شده و عوارض كمتري به جاي   مي گذارد . عده  بسياري ازبيماران معتاد ، از روش ترك سنتي و كاهش تدريجي مصرف مواد استفاده كرده و نتيجه گرفته اند .
    از روش ترك سنتي براي ترك اعتياد به هروئين نيز مي توان استفاده كرد مشروط بر آن كه بيمار به مدت 24 الي 48 ساعت از مواد مخدر استفاده نكرده و عوارض خماري آنرا تحمل كند و بعد به جاي مصرف هروئين ، از ترياك يا آب شيره استفاده كرده و به تدريج ميزان مصرف را كاهش داده و به صفر برساند . سنگين ترين عمل و مصرف بالاي هروئين ، پس از 48 ساعت از قطع مصرف مواد با نيم گرم ترياك يا شيره قابل جبران است و البته 3 تا 4 روز طول مي كشد تا بدن بيمار با تغيير نوع مواد خودرا تطبيق دهد و معمولاً‌پس از يك هفته ، اوضاع عادي مي گردد .
هر يك از روش هاي ترك سه گانه داراي محاسن و معايبي است . به عنوان مثال روش ترك سقوط آزاد براي كساني كه در ابتداي راه اعتياد هستند و به طور تفريحي و تفنني از مواد مخدر استفاده مي كنند و هنوز سيستم توليد كننده مواد شبه افيوني بدن آنان از كار نيفتاده است خوب جواب مي دهد و چه بسا بهترين روش باشد ، اما همين روش براي آن دسته بيماران معتاد حرفه اي كه ساليان متمادي به مصرف مواد مخدر با دوز بالا مشغول هستند نه تنها موثر نيست بلكه اغلب عوارض شديد و غير قابل جبراني به جاي خواهد گذاشت . بعلاوه براي بيماراني كه به كار دائم اشتغال دارند ، استفاده از روش سقوط آزاد ميسر نيست چون تا ده ماه نمي توانند كار مثبتي انجام دهند .
و يا در روش شبه سقوط آزاد ، اگر چه مصرف دارو سبب كاهش عوارض عكس العمل هاي آشكار در بيمار خواهد شد ليكن همين تركيبات داروئي بعضاً خطرناك تر از خود مواد مخدر مي باشند و دسته اي از آنها بسيار اعتياد آور هستند . مثال واضح آن هروئين است . اين ماده مخدر به عنوان دارو براي درمان  اعتياد اختراع و توليد شد اما در عمل خود به اعتياد خطر ناك تري بدل گرديد و يا انواع و اقسام قرص هاي آرام بخش و مسكن وهمچنين قرص هاي روان گردان و توهم زا كه خود سرانه مصرف مي گردد ، باعث رواج اعتياد به قرص در بين بيماران و بخصوص جوانان شده است .
    در اينجا به مسئولان ، دست اندكاران ، خانواده ها و مصرف كنندگان اين قبيل قرص ها هشدار مي دهيم كه عوارض مخرب اين قرص ها بدون مجوز پزشك حاذق ، از هر نوع ماده مخدر ديگري بدتروشديدتراست .بسياري از عوارض جانبي آنها تا آخر عمر باقي خواهد ماند و ضايعاتي در مصرف كنندگان اين قرص ها با دوز و تعداد بالا مشاهده مي شود كه حتي از نظر ژنتيكي گريبانگير فرزندان آنان نيز خواهد شد .وجه اشتراك روش هاي مرسوم ترك اعتياد در ناديده گرفتن سيستم هاي مولد شبه افيوني در بدن انسان و ازكار افتادگي اين سيستم ها در اثر اعتياد است و همين كم توجهي سبب شده تا اين روش ها جواب مناسب وقابل قبولي براي ترك اعتياد ندهد و بسياري از بيماران معتاد كه با اين روش ها قصد ترك داشته اند ، بعد از مدتي بار ديگر اعتياد مجدد پيدا كنند . خود من به دفعات اين روش ها را آزموده و نتيجه اين گرفته ام .
روشي را كه بنده به آن دست يافته و در كتاب عبور از منطقه 60 درجه زير صفر مطرح كرده ام ، روش جديدي است كه تاكنون سابقه نداشته و بار اولي است كه در جهان به اين شكل منتشر مي شود . به همين روش به همان گونه كه مورد استقبال هموطنان قرار گرفته ، با استقبال خارجي هم مواجه شده است و مرتباً       هيئت هاي علمي و تحقيقاتي كه از كشور هاي ديگر مي آيند و با شركت در جلسات كنگره 60 در جمعيت آفتاب و و جمعيت مبارزه با اعتياد و انجام مصاحبه ، تحقيقات گسترده اي را آغاز كرده اند .
اين روش ابداعي روشي بلند مدت است كه بنام روش ترك تدريجي – پله اي يا جهشي نام گذاري شده كه براي خنثي كردن عوارض عكس العمل هاي آشكار و پنهان ، از درمان داروئي يا خود مواد مخدر استفاده مي شود و اصولاً اينكه بيمار مصرف يك نوع ماده مخدر را قطع كند و براي جبران عوارض آن از يكسري دارو استفاده كند كه هر كدام عوارض جدا گانه اي دارند از منطق بدور است . بنده معتقدم كه بهترين دارو براي كاهش عوارض ترك هر ماده مخدري ، خود آن ماده مخدر است ! 
× آقاي مهندس دژاكام ، به قسمت حساس مطلب شما رسيديم و آن روش جديد ترك اعتياد ابداعي شماست . لطفاً در اين خصوص توضيح بفرمائيد .
همانطور كه قبلاً گفته شد اين روش حاصل چند سال مطالعه و تحقيق راجع به روش هاي ترك اعتياد مرسوم و بررسي عوارض آنها روي بيماران معتاد است . خود من در طول 17 سال اعتياد ، انواع اين ترك هارا به شخصه آزموده ام اما نتيجه اي نداشت. قبل از شروع به توضيح اين روش ، ذكر مطالبي را ضروري مي دانم . اگر در تشريح اين روش استفاده از دارو مجاز دانسته شده است منظور داروهاي استاندارد تائيد شده توسط سازمان بهداشت جهاني ترك اعتياد است نه دارو هائي نظير آرام بخش ها ، خواب آو رها ، ضد افسردگي ها ، ضد اسهال ها يا داروهاي فشار خون .
اين قبيل داروها براي بيماري هاي خاص در انسان غير معتاد ساخته شده و در جايگاه خود و تجويز پزشك حاذق مي توانند كاربرد مناسب و منطقي داشته باشند ولي اگر از اين دارو ها به جاي داروي اصلي ترك اعتياد استفاده شود، همانگونه كه به تجربه و در عمل ديديم ومي بينيم ، بيمار كمتر موفق به ترك اعتياد مي شود و در بازگشت به اعتياد ، به دليل آِشنا بودن به اثرات و خواص اين دارو ها ، از آنها به عنوان تشديد كننده اثر مواد مخدر يا جايگزين مخدر اصلي ( به دليل ارزاني و فراواني ) استفاده مي كند .
امروزه با بيماران معتادي سرو كار داريم كه روزي تا 200 عدد و بيشتر از اين قرص ها به همراه مواد مخدرمصرف مي كنند . چنين حركتي در باور هيچ انسان فهيمي نمي گنجد اما متاسفانه نه تنها واقعيت دارد بلكه نسبناً نيز شايع است . مصرف قرص در اين بيماران بر مبناي تعددا نيست بلكه در روز 10 تا 15 بسته ده يا بيست تائي قرص مي خورند . عوارض مصرف و حتي عوارض قطع مصرف اين قرص ها چندين برابر خطرناك تر از هروئين و ترياك است و انشاء الله در مقاله اي جداگانه اي به بررسي عوارض اين قرص ها وروش هاي ترك آن ها خواهيم پرداخت .
مصرف كنندگان بعضي از انواع قرص ها دچار اغتشاشات شعور مي شوند و درك درستي از زمان و مكان ندارند و رفتارها و واكنش هاي آنان قابل پيش بيني نيست . موارد زنده اي از اين بيماران پيش روي ماست كه اطاق پذيرائي را با توالت منزل اشتباه مي گيرند و تشخيص حد اقل معيار هاي اخلاقي را از دست مي دهند.ممكن است بدون لباس در انظار ظاهر شوند و يا بجاي باز كردن درهاي شيشه اي ،باسر داخل شيشه بروند.وضع چنين معتاداني آنچنان وخيم است كه معتادان آخر خطي هروئيني از آنان واهمه داشته و حذر    مي كنند .آنچه در قسمت روش هاي شناخته شده ترك اعتياد گفته شد ، تنها راه هاي منحصر به فرد نيست و امروزه شاهد ابتكارات فراوان ديگري هستيم ، يكي از اين ابتكارات اينست كه بيمار را سه روز بيهوش كرده و در طي اين مدت به اصطلاح سم زدائي مي كنند و مي گو يند ديگر مشكلات جسمي معتاد تمام شده يا آنكه شنيده مي شود در كشور هاي ديگر با جراحي مغز و دستكاري در آن درصدد علاج اعتياد هستند ! خلاصه معتاد بيچاره موش آزمايشگاهي كساني شده است كه داعيه ترك او را دارند . حتي اگر اين روش هاي ترك اعتياد منجر به نابودي يا نقص دائمي در وي شود . واقعاً كه جاي تاسف است .
نكته ديگر ، اشاره به يك اشتباه عمومي است كه در مورد معتادان مي شود . اغلب افراد در جامعه تصور   مي كنندكه بيماران معتاد ،مواد مخدر مصرف مي كنند تا نشئه شوند و به عالم هپروت بروند . اين مطلب شايد تا حدودي در بدو شروع به اعتياد صادق باشد اما در ادامه وضع فرق مي كند . يك معتاد حرفه اي مواد مصرف مي كند تا به حالت نرمال و طبيعي برگردد و اگر مصرف نكند دچار عدم تعادل خواهد شد .
اينجاست كه آموزش و نگرش صحيح نسبت به جامعه معتادان سبب خواهد شد تا باورها و القائات غلط ، با مفاهيم منطقي و علمي جايگزين گردد .
روش پيشنهادي من براي ترك اعتياد روش طولاني مدت است و با حد اقل ضايعات جسمي و رواني ، بيمار معتاد را به سمت ترك دائمي اعتياد هدايت مي كند به طوري كه در انتها ي پله ها ، خود بيمار عجله در دوره ترك دارد و نوعي زدگي نسبت به مواد مخدر پيدا مي كند . در اين روش چنانچه بيمار به مصرف چند نوع ماده مخدر منجمله مصرف قرص اعتياد داشته باشد ، ابتدا لازم است ظرف مدت يك هفته تا 60 روز  ( متناسب با نوع قرص يا مواد مصرفي ) مصرف چند نوع ماده مخدر را به مصرف يك نوع و ترجيحاً به ترياك تبديل كند و سپس متوسط مصرف روزانه به مقداري كه بيمار حالت متعادل و نرمال داشته باشد ، تعيين گردد .
پس از مشخص شدن نياز به مصرف روزانه ، در اولين پله يك پنجم (20% ) اين مصرف را كاهش داده و براي مدت سه هفته متوالي با همين مقدار ادامه مي دهد . مثلاً اگر متوسط مصرف روزانه 5 گرم بوده است ، براي مدت سه هفته 4 گرم مواد مصرف مي كند . در اتمام سه هفته اول ، مصرف فعلي را يك چهارم (25%) كم كرده و به سه گرم درروز مي رساند و دوباره 21 روز ادامه مي دهد و به عبارت ديگر مصرف روزانه خودرا 4 قسمت كرده و يك قسمت را كنار گذاشته وفقط سه قسمت را مصرف مي كند و مجدداً در سه هفته دوم يك چهارم ديگر كم مي كند وبه 25/2 گرم در روز تقليل مي دهد . پله ها را همينطور ادامه داده و در پله شانزدهم ، مصرف روزانه بيمار به 1% مقدار اوليه ( 50 ميلي گرم ) خواهد رسيد . خلاصه اين مطالب در يك جمله چنين است : پله اول 20% كاهش و بقيه پله ها با 25% كاهش مواد نسبت به مصرف پله قبلي و سه هفته فاصله زماني بين پله ها .
همزمان با كاهش مصرف روزانه ، تعداد دفعات مصرف نيز بايدكم شود و حتي الامكان به يك بار در روز تقليل يابد . با اين روش ظرف حدود ده ماه بيمار بدون تحمل عوارض جسمي ناراحت كننده مي تواند به راحتي اعتياد خود را كنار بگذارد و ضمناً در اين مدت بيمار امكان مي يابد تا جهان بيني و نگرش خود را نسبت به مواد مخدر تغيير دهيد . در خلال مدت ترك اعتياد ، سيستم توليد مواد شبه افيوني بدن به تدريج بيدار و فعال مي شود و در انتهاي دوره معمولاً بيش از 90 % هورمون هاي مخدر طبيعي توسط بدن توليد شده و بيمار مي تواند نظير افراد سالم به زندگي عادي و بدون اعتياد ادامه دهد .
مقدار كاهش مصرف مواد در پله اول و دوم نه تنها براي همه بيماران قابل تحمل است بلكه هيچ عوارض سوئي در بر نداشته و در مقابل اثرات مثبت شگرفي دارد . به عنوان مثال يبوست هاي بيمار كمتر شده و وضع مزاجي بهتري پيدا مي كند . رنگ و روي او باز و شاداب ، خوابش درست و فكرش بيدار مي شود و از همه مهمتر اعتماد به نفسش بيشتر و قوي تر مي گردد چون مي بيندكه مصرفش را كم كرده ولي اثر منفي روي او نگذاشته است و كلي خوشحال و اميدوار مي شود كه بالاخره مي تواند اعتياد را ترك كند .
نكته مهم در اين روش اينست كه در طي مدت ترك اعتياد ، نفس بيمار از مواد مخدر سير مي شود و شخص به آرامي مي آموزد كه اولاً به مواد مخدر به چشم يكد اروي شفابخش نگاه كند و در ثاني با وجودي كه اختيار در مصرف مواد دارد فقط به اندازه تعيين شده مصرف كند نه بيشتر .
اگر بيمار تمايل داشته باشد مي تواند به جاي مواد مخدر از داروهاي استاندارد سازمان بهداشت جهاني استفاده كند . در اينصورت رعايت پله هاي كاهش مصرف نيز ضروريست و نبايد در كوتاه مدت مصرف را به صفر برساند . اما بايد توجه داشت كه بهترين دارو براي ترك اعتياد هر مخدري ، خود همان ماده مخدر است و در مورد اعتياد به هروئين چون اين ماده از مرفين ترياك ساخته مي شود لذا ترياك كه حاوي 3 تا 23 % در صد مرفين است مي تواند به خوبي جايگزين داروئي هروئين گردد .

جدول درصد مصرف روزانه ترياك نسبت به مقدار مصرف متوسط اوليه به شرح زير خواهد بود :
شماره پله  درصد مصرف اوليه 
    1             8
    2            6
    3          5/4
    4          4/3
    5          5/2
    6          9/1
    7          4/1
    8             1
    9           8
    10          6
    11         4.5
    12         3.4
    13         2.5
    14         1.9
    15         1.4
    16          1
قيلاً پيشنهاد شد تا دولتمردان و مسئولان امر مبارزه با مواد مخدر و مجلس محترم كه از وضع فعلي شيوع اعتياد به ستوه آمده و نگران آينده مملكت و جوانان هستند ، با شهامت قدم پيش بگذارند و با توزيع كنترل شده و تحت نظارت بعضي از مخدر هاي مورد نياز معتادان ، زمينه ساز مبارزه اصولي با قاچاقچيان و ترويج اعتياد توسط عمال آنان گردند . در راستاي اين پيشنهاد ، چناچه صنايع داروئي ترياك را بدون نا خالصي هاي مرسوم فعلي و صورت قرص يا ساير اشكال داروئي عرضه كنند ، استفاده از روش ترك تدريجي – پله بسيار سهل و آسان تر خواهد شد .
با مراجعه و شناسائي معتادان و تعيين نياز روزانه آنان در مراجع معتمد و ذيصلاح و استفاده از سيستم توزيع كه مبتني بر جدول زمان بندي ترك دريجي و پله اي باشد ، اكثر بيماران معتاد ظرف مدت كمتر از يكسال از دام اعتياد رها خواهند شد . اين حركت اصلاً تشابهي با سيستم توزيع ترياك كوپني در رژيم گذشته ندارد زيرا قبلاً كوپن ترياك براي مادام العمر به معتادان داده مي شد ولي در اين سيستم بدريج و فقط براي مصرف ده ماهه آن هم به صورت مصرف نزولي و رو به كاهش داده خواهد شد . در مجموع به هر بيمار معتاد تنها معادل 60 تا70 روز مصرف روزانه فعلي سهميه ترياك داده مي شود نه مادام العمر .
بر مبناي محاسبات انجام شده اگر يكبيمار معتاد فرضاً معادل روزي 5 گرم ترياك از مواد مخدر استفاده      مي كند ، در انتهاي دوره 315روزه ترياك تدريجي – پله اي تنها 333 گرم ترياك به عنوان دارو مصرف كرده است كه معادل مصرف 66 روز فعلي اوست در حالي كه مصرف در روز ، از 945 گرم به 200 گرم در كل دوره تقليل خواهد يافت . براي اعتياد هاي سبك تر با متوسط روز ( تقريباً 50 ميلي گرم در روز ) از ادامه مصرف مواد خود داري و در طول درمان اعتياد صرفه جوئي كند اما ترجيح دارد كه با ريتم كاهش يك چهارم مصرف در هر سه هفته جلو برود .
× استاد دژاكام در اين مصاحبه سپاسگذاريم و آرزو مي كنيم در سايه تلاش هاي شما و همكاران عزيزتان و استفاده از روش ابداعي ارك اعتياد شما ، هر چه زودتر معضل اعتياد در كشور سير نزولي يافته و به سوي جامعه اي عاري از اعتياد گام برداريم . به عنوان حسن ختام اگر مطلب خاصي مد نظر است بيان فرمائيد .
ما هم به سهم خودم از اينكه با حوصله و علاقه فراوان به انعكاس دريدگاه ها مي پردازيد تشكر مي كنم و ضمن آرزوي بهروزي براي گردانندگان هفته نامه اميد جوان ، عرض مي كنم كه شكوفه هاي اميد ظاهر شده اند و تا تبديل آنها به ميوه راهي نيست . 

 

منبع: وب سایت کنگره 60

اعتیاد چیست؟

اعتیاد چیست ؟
اعتیاد را نوعی بیماری روانی تکرار شونده می دانند که فرد معتاد علی رغم تمام عوارض مصرف داروی مخدر ، آن را ابتیاع و بدون اراده مصرف می کند . در اینکه آیا باید اعتیاد را یک بیماری دانست یا یک جرم و به تبع آن ، فرد معتاد را بیمار تلقی کرد یا مجرم ، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد . در هر حال ، ذکر این نکته ضروری است که با این تعریف از اعتیاد ، بسیاری از رفتارهای افراد طبیعی بشر نیز که در آنها تکرار وجود دارد ، به عنوان اعتیاد و در ذیل همین عنوان طبقه بندی شده اند . برخی محققان معتقدند که اعتیاد یک واژه حقوقی است و در علوم پزشکی نباید از این واژه استفاده کرد و به جای آن واژه وابستگی و وابستگی داروئی را پیشنهاد کرده اند .

در این نوشته ما از لفظ اعتیاد به خاطر آشنا تر بودن آن استفاده کرده ایم و هر جا که نامی از داروی مخدر آمده است ، منظور تمامی داروهای مخدر و از جمله سیگار (نیکوتین ) می باشد . برای شروع بحث و به منظور کمک به فهم مطالب بعدی ، در این مقدمه ابتدا مباحثی از علوم پایه اعصاب و نحوه عملکرد داروهای مخدر در مغز را می آوریم و سپس به طور اختصاصی در هر قسمت در مورد یکی از داروهای مخدر مطالب بیشتری را عرضه خواهیم داشت .

ساختمان دستگاه عصبی انسان
دستگاه عصبی در انسان مسئول کنترل ، هماهنگی و تنظیم فعالیت تقریباً تمام اندام های بدن است. این دستگاه از تعداد زیادی سلول ساخته شده است که به نام نورون ( سلول اصلی دستگاه عصبی ) و نوروگلیا ( سلول پشتیبان دستگاه عصبی ) شناخته شده اند .
سلول های عصبی در اطراف خود دارای زوائدی هستند که به نام اکسون ( زائده بلندتر و اصلی ) و یا دندریت ( زوائد کوتاه تر ) مشهور هستند . معمولاً سلول های عصبی توسط این زوائد با هم ارتباط برقرار می کنند .

سازمان بندی کلی دستگاه عصبی در انسان
به طور کلی دستگاه عصبی در انسان از دو بخش اصلی دستگاه عصبی محیطی و دستگاه عصبی مرکزی تشکیل شده است . دستگاه عصبی محیطی شامل رشته ها و عقده های عصبی مختلفی است که در نقاط مختلف بدن قرار دارند و کار انتقال دستورات مختلف را از مغز و نخاع به سمت دیگر نواحی بدن بر عهده دارند . این رشته ها و عقده ها در صورت آسیب دوباره بهبود می یابند .
دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز ( به طور کلی ) و نخاع شوکی است که کار کنترل سایر اندام ها را بر عهده دارند و در داخل استخوان های محافظ مانند جمجمه و ستون مهره ها قرار دارند . این اندام ها در صورت تخریب توانائی بازسازی کمی دارند و عوارض ناشی از تخریب آنها معمولاً تا پایان عمر ادامه دارد . در شمای ظاهری این دو قسمت به دو رنگ دیده می شوند . قسمت سفید یا ماده سفید و قسمت خاکستری یا ماده خاکستری که در نخاع ، ماده سفید در بیرون و ماده خاکستری در درون قرار دارد و در مورد مغز این مسئله برعکس است . در درون ماده سفید مغز به طور پراکنده دسته جات نورون ها وجود دارند که هسته نامیده می شوند .

مغز-مخ-قشر مخ
مغز از نظر تشریحی به قسمتی از دستگاه عصبی گفته می شود که در داخل جمجمه قرار دارد و توسط آن محافظت می شود . این قسمت شامل بخش های مختلفی است . این بخش ها شامل : ساقه مغز ( بصل النخاع ، پل مغزی و مغز میانی ) ، دیانسفال و تلانسفال است . از نظر مراکز درگیر در اعتیاد ، برخی هسته های موجود در ساقه مغز و همچنین برخی هسته های موجود در تلانسفال از اهمیت بیشتری برخوردار هستند .
مخ از نظر تشریحی به قسمتی از مغز گفته می شود که شامل دیانسفال و تلانسفال است . در این قسمت از مغز دو بخش اصلی سفید و خاکستری وجود دارند که بخش خاکستری را به طور کلی قشر مخ می نامند و بخش سفید هم هسته های متعددی وجود دارند که درزمینه اعتیاد دارای اهمیت هستند .

نخاع شوکی
این قسمت از دستگاه عصبی مرکزی در داخل ستون مهره ها قرار دارد و توسط آن محافظت می شود . نورون های موجود در نخاع از یک طرف پیام ها را از اعضا و جوارح به مغز و از طرف دیگر دستورات را از مغز به اعضا می رسانند . در این قسمت از دستگاه عصبی مرکزی سازوکارهای متعددی برای تعدیل پیام های ورودی و دستورات خارجی وجود دارد . قطع نخاع به معنای از دست دادن قدرت کنترل بر نواحی زیر قطع است ( فلج نخاعی ) .
ارتباط سلولی در دستگاه عصبی – سیناپس در دستگاه عصبی بین سلول های مختلف ارتباطات وسیعی وجود دارد ( گاه تا 100000 ارتباط ) . این ارتباطات معمولاً بین اکسون یک نورون با دندریت ، اکسون و یا دیگر قسمت های نورون دیگر است . این ارتباط را سیناپس می نامند. سیناپس های موجود در دستگاه عصبی انسان عموماً از نوعی است که واسطه ارتباط ، یک ماده شیمیائی است و به همین دلیل آن را سیناپس شیمیائی می نامند .

نوروترانسمیترها ( میانجی های شیمیائی –عصبی ) و گیرنده های آنها
همانطور که در بالا اشاره شد ، نورو ترانسمیتر به یک ماده ی شیمیائی گفته می شود که از یک نورون ترشح شده و به نورون بعدی رسیده و پیام نورون اول را به نورون دوم منتقل می کند . این پیام ممکن است باعث کاهش (مهار ) و یا افزایش فعالیت نورون دوم شود (تحریک) . گاهی ممکن است از یک نورون بیش از یک نوروترانسمیتر ترشح شود که در این صورت این مواد کار همدیگر را تعدیل می کنند . نوروترانسمیتر ها با اثر بر پروتئین های ویژه ای که بر روی نورون ها وجود دارند و گیرنده ی نوروترانسمیتری نامیده می شوند کار خود را انجام می دهند برای برخی از نوروترانسمیترها چند نوع مختلف گیرنده وجود دارد .
همچنین برخی از مواد موجود در طبیعت مانند ( نیکوتین و مورفین ) می توانند بر گیرنده های موجود بر نورون های بدن انسان و یا سایر موجودات زنده ، اثر کنند. مهمترین نوروترانسمیترهای دخیل در امر اعتیاد عبارتند از : دوپامین ، سروتونین ، استیل کولین ، انکفالین ها ، اندورفین ها ، دینورفین ها ، گابا و گلو تامات . گابا یک نوروترانسمیتر همیشه مهاری و گلوتامات یک نوروترانسمیتر همیشه تحریکی است . نورون ها را بر اساس نوروترانسمیتر ترشحی نامگذاری می کنند ( نورون دوپامینی ، نورون سروتونینی ... )

مدار پاداش در مغز و نقش دستگاه حاشیه ای (لیمبیک)
دستگاه حاشیه ای یا لیمبیک به قسمت هائی از مغز اطلاق می شود که در ارتباط با اعمالی هستند که به بقای فرد یا گونه فرد مربوط است . به عنوان مثال این دستگاه با رفتارهائی مثل خوردن غذا ، آشامیدن آب ، تولید مثل و نگهداری از بچه ها ، ترس از محیط های غیر طبیعی و امثال آن ارتباط دارد . این بخش از مغز هم دارای قدرت یادگیری و حافظه بسیار زیادی است که می تواند حوادث و وقایع و نیز جایگاه های خطر یا محل غذا را به خاطر سپرده و از این را باعث افزایش احتمال بروز آن رفتار مشخص و در حیوان یا انسان شود . یکی از بخش های دستگاه لیمبیک ، مداری است که به آن مدار پاداش گویند . هر مدار از یک هسته شروع و یک یا چند هسته هدف ( محلی که اکسون نورون های موجود در هسته شروع به آن جا می رسند و پیام خود را به آن جا می رسانند ) تشکیل شده است . یک نکته در مورد دستگاه عصبی مهم است و آن اینکه هیچگاه در دستگاه عصبی ارتباط یک طرفه نیست و از هسته های هدف هم مسیر های بازگشت به سوی هسته شروع وجود دارند . مدار پاداش در مغز میانی به نام تگمنتوم شکمی شروع می شود . نورون های موجود در این هسته بسیار متنوع هستند . برخی از این نورون ها گابا ترشح می کنند و فقط در داخل تگمنتوم شکمی هستند(نورون های واسطه ) . برخی دیگر گلوتامات ترشح می کنند و از قشر مخ به این هسته می رسند . برخی دیگر گابا ترشح می کنند و از هسته دیگری به نام هسته آکومبانس به تگمنتوم شکمی می آیند . دسته مهم نورون های این هسته ، نورون های دوپامینی هستند که از این هسته به هسته های هدف که شامل هسته آکومبانس ، آمیگدال ( جسم بادامی ) ، هیپوکمپ و همچنین به قشر مخ می روند . هر گاه یک ماده مخدر مصرف شود ، فعالیت های نورون های دوپامینی موجود در تگمنتوم شکمی زیاد می شود . این افزایش فعالیت باعث ترشح ( رهاشدن) بیش از حد دوپامین در هسته های هدف می شود ، در هسته آکومبانس ، این افزایش به معنای افزایش احساس لذت و افزایش حرکات می باشد . در آمیگدال این مسئله به معنای خوشایند شدن آن کار است . در هیپوکمپ افزایش دوپامین به یادگیری آسان کمک کرده و باعث می شود تا خاطره خوبی از آن کار در مغز باقی بماند . در قشر مخ افزایش دوپامین می تواند به معنای کاهش اضطراب و پریشانی خاطر باشد . هرگاه که این قسمت از مغز فعال می شود ، در فرد احساس لذتی ایجاد می شود که فرد را تشویق به انجام مجدد آن کار را می کند .

نحوه فعال شدن مدار پاداش با داورهای مخدر مختلف
داروهای مخدر مختلف به انحاء مختلفی باعث افزایش دوپامین در مدار پاداش می شوند . مورفین ، تریاک ، هروئین ، کدئین و متادون با مهار نورون های واسطه گابا در تگمنتوم شکمی باعث افزایش فعالیت نورون های دوپامین موجود در این هسته می شوند . نیکوتین (سیگار)با اثر بر نورون های دوپامینی موجود در تگمنتوم شکمی و یا با اثر بر انتهای آکسونی این نورون ها در هسته آکومبانس باعث افزایش فعالیت این نورون ها و در نتیجه القاء اثرات پاداشی می شود . کوکائین با اثر بر مولکول های پروتئینی که مسئول باز جذب دوپامین در هسته آکومبانس و دیگر هسته های هدف هستند و با مهار آنها کار خود را انجام می دهند . بدترین شکل عملکرد در بین داروهای مخدر مربوط به آمفتامین و مشتقات آن یعنی مت-آمفتامین و اکستازی است .
این داروها پایانه های دوپامینی را تحریک کرده و باعث رها شدن شدید دوپامین می شوند . این عمل در یک دوره زمانی نسبتاً کوتاه می تواند به انهدام کامل این نورون ها منجر شود .
مسئله ای که در اینجا باید به آن اشاره شود ، این است که مدار پاداش برای کارهای طبیعی انسان و یا در کل موجود زنده خلق شده است و همه ما ممکن است تجربه مربوط به احساس خوش غذا خوردن غذا پس از یک دوره گرسنگی را داشته باشیم . همچنین یکی از بزرگترین لذت ها ، لذت مربوط به نگهداری از فرزند است . اما نکته مهم این است که به نظر می رسد که داروهای مخدر مسیر پاداش را تحت کنترل خود در آورده و فرد را در جهت داروی مخدر قرار می دهند .
پاسخ به این سوال که چرا فرد مانند برده ای تحت کنترل ماده مخدر در می آید بسیار آسان است . گفتیم که ماده مخدر و کارهای طبیعی هر دو باعث افزایش فعالیت مدار پاداش از طریق افزایش رها شدن دوپامین می شوند اما آزمایش ها نشان داده است که بین ماده مخدر و موارد طبیعی در میزان تحریک رها شدن دوپامین اختلاف زیادی وجود دارد . در بهترین حالات میزان رها شدن دوپامین در اثر یک تحریک طبیعی تنها35%میزان اولیه است ، اما این میزان برای یک داروی مخدر در حدود 1000% است . یعنی یک داروی مخدر احساس لذتی به مراتب بیشتر از هر کار طبیعی در مغز القاء می کند . به همین دلیل مغز فرد به داروی مخدر جواب بسیار قوی تری داده و آن را بر هر محرک طبیعی ( از جمله زن ، فرزند ، غذا و ... ) ترجیح خواهد داد.
اینکه چرا یک فرد در جامعه انسانی به مصرف مواد مخدر روی می آورد از مهمترین سوال هائی است که ذهن محققین را به خود مشغول کرده است . داروهای مخدر اساساً به دو دلیل عمده مصرف می شوند . اول برای کسب لذت و دوم برای کاهش فشارهای روانی مختلف (استرس ) . آزمایش های انسانی و حیوانی نشان داده اند که در جامعه افرادی وجود دارند که با تحریکات طبیعی احساس لذت نمی کنند . این افراد در تعداد عملکرد گیرنده های دوپامینی در مغز خود دچار مشکل هستند . یعنی یا تعداد گیرنده های دوپامینی آنها کم است فلذا با مقادیر دوپامینی که در مغز در اثر یک محرک طبیعی رها می شود اغناء نمی شوند یا اینکه گیرنده های دوپامینی این افراد در مقابل دوپامین عکس العمل طبیعی ندارند . بنابراین ، این افراد به دنبال محرک های قوی تر هستند تا با آن خود را اغناء کنند . از سوی دیگر مطالعات فراوان نشان داده اند که وجود استرس های روزانه می تواند نورون های دوپامینی فرد را در حالتی شبیه فرد معتاد قرار دهد ( فعالیت نورون های دوپامینی در مغز این افراد بسیار شبیه فعالیت نورون های افراد معتاد است ) . به همین دلیل این افراد اگر در معرض داروی مخدر قرار گیرند به شدت به آن پاسخ مثبت داده و از آن استفاده خواهند کرد

محقق: دکتر صحرایی