معتاد چاق
من معتادم، طي يك دوره هيجده ساله، دست كم از پنجاه نوع ماده مخدر گوناگون استفاده كرده ام. وقتي شروع بع استعمال مواد مخدر كردم شناختي از آن نداشتم، اما تنها به يك دليل به مواد مخدر روي آوردم و آن اين بود كه نسبت به زندگيم احساس ناخوشايندي داشتم و دلم مي خواست كه احساس بهتري پيدا كنم. هيجده سال از زندگي ام را صرف اين كردم كه بتوانم احساس ديگري پيدا كنم. من قادر نبودم كه واقعيات زندگي روزمره رو به رو شوم . از كودكي چاق بودم و در سراسر زندگي چاق باقي ماندم و همواره احساس درماندگي و طرد شدگي مي كردم.
زندگي خانوادگي من آشفته و دردناك بود، اما در جريان رشد و پرورشم ارزشهاي اخلاقي بسياري به من منتقل شد. هميشه سعي مي كردم كه بيكار نمانم . واقعيت اين است كه در بيشتر مواقع مي توانستم كه براي خود شغلي دست و پا كنم ،حتي مي توانستم با عضويت در بعضي سازمانهاي تعاوني و خيريه موقعيت اجتماعي به دست آورم.
من كه سرگردان بودم و جايي براي رفتن نداشتم قدم به اين انجمن گذاشتم . از لحاظ اخلاقي كلاً و كاملاً دچار انحطاط شده بودم. درباره ارزشهاي مهنوي هيچ چيز نمي دانستم. درباره زندگي نيز چيزي نمي دانستم. زندگي نهايتاً چيزي جز درد و رنج روزمره نبود . تنها چيزي كه مي دانستم اين بود كه شكمم را از غذا يا مواد مخدر خالي نگذارم ، يا براي خوش بودن از سكس بهره بگيرم. كه در اين مورد ديگر چندان كاري از دستم بر نمي آمد. من ديگر نمي توانستم از هيچ چيز به اندازه كافي بهره ببرم.
وقتي به اين برنامه روي آوردم چيزي را دريافتم كه پيش از آن هرگز تجربه نكرده بودم – پذيرش كامل كسي يا چيزي كه من بودم – از من دعوت شد كه عضويت در انجمن را بپذيرم و به من گفته شد كه در آنجا از كسي وروديه يا حق عضويت دريافت نخواهد شد، و اگر همچنان به حضور خود در جلسات انجمن ادامه دهم به آزادي كامل و روش تازه اي براي زندگي دست خواهم يافت. امروز، پس از سالها، مي فهمم كه از اعتياد و پر خوري ناگزير، رهايي يافته ام و در جامعه شأن و منزلتي دارم. من اكنون داراي خانه و خانواده خوبي هستم و از موقعيت اداري برجسته اي برخوردارم و از همه اينها مهمتر يك رابطه شخصي با خدا برقرار كرده ام كه همين امر موجب اين موفقيتها بوده است. اكنون احساس خوبي دارم ، مي توانم سعادت و شادي را احساس كنم، مي توانمن آرامش و بي دغدغه بودن را احساس كنم، حتي زماني كه اوضاع چنانكه بايد و شايد بر وفق مراد نيست باز هم اين احساسات بر جاي خود هستند.
هيچ بحثي در اين نيست كه من زندگي خود را مديون انجمن معتادان گمنام و خداوند خود هستم. من اكنون مي توانم اميدم را تعميم دهم و قاطعانه بگويم كه اگر شما نيز همان رنجي را تحمل مي كنيد كه من زماني تحمل مي كردم پس قطعاً به اصول برنامه معتادان گمنام عمل كنيد مطمئن باشيد از رنج رهايي خواهيد يافت و به زندگي مرفه و با معنايي دست خواهيد يافت.